• برای وصل به سایت جدید روی این لینک کلیک کنید http://www.maryam-rajavi.com/

سخنراني در گردهمايي بزرگ ايرانيان در ويلپنت پاريس

05 تیر 1391

 به نام خدا، به نام ايران، به نام آزادي
و به نام انقلاب دمكراتيك مردم ايران و به نام پايداري اشرفي ها و اشرف نشانها كه نويدبخشِ فتح و آزادي است.
هم‌ميهنان، ياران مقاومت! گرمترين درودها به همه شما.
امروز روز ميلاد پيامبر جاودان آزادي حسين (ع)، پرچمدار تاريخي هيهات منا‌الذله و  الهام بخش پايداري و تسليم‌ناپذيري براي همه نسل‌هاست  و هم چنين سي‌ و يكمين سالگرد آغاز مقاومت در برابر استبداد مذهبي.
در چنين روزي و در اين گردهمايي مي‌خواهم به شما بگويم كه از ديدن جمعيت پرشور شما چه احساسي دارم.
من در شما و با شما ده‌ها ميليون ايراني را مي‌بينم كه تشنه آزادي‌اند.
من صداي خواهران دليرم از سراسر ايران را مي‌شنوم؛ صداي زندانيان سرفرازي كه در سياهچال‌هاي خامنه‌اي مقاومت مي‌كنند، و صداي دانشجويان، كارگران، معلمان و همه مردمي كه تشنه آزادي و رهايي اند.
بله ما صداي همة شما را از سراسر ايران مي شنويم و فريادتان در گوشمان طنين انداز است. آري فرياد هر ايراني، آزادي، آزادي است.
 من در شما، مردم به جان آمده‌ خاورميانه را مي‌بينم كه در برابر تهديد اصلي تمام منطقه، يعني فاشيسم ديني حاكم بر ايران، ايستاده‌اند. از مردم سوريه تا عراق و افغانستان و ساير كشورهاي منطقه كه نمايندگانشان در اين جا حضور دارند و در شما نيروي عظيم انسانيت و عدالت و عشق و ايماني را مي‌بينم كه خستگي و ناتواني نمي‌شناسد، بزرگترين اجتماعات، طولاني‌ترين تحصنها و نيرومند‌ترين جنبشها را برمي‌انگيزد و پيش مي‌برد، ديوار ستبر ناممكنها را مي‌شكافد و سرِ آن دارد كه تا قلة پيروزي به پيش بتازد.
 
هم‌ميهنان!
حكم دادگاه تجديد نظر واشنگتن عليه برچسب غيرقانوني در مورد مجاهدين، يك دستاورد بزرگ تاريخي در نبرد مقاومت مردم ايران عليه رژيم آخوندي است. دادگاه، بطلان برچسب نامشروع را محرز شناخت و حكم داد كه اگر وزارت خارجه تصميم نگيرد، خود رأساً نامگذاري را لغو خواهد كرد.
اين است صداي درهم‌شكستن زنجير‌ها، فرو ريختن تاريكخانه‌هاي شيطان‌سازي، و شكست تماشايي رژيم ولايت فقيه.

با اين نامگذاري مي‌خواستند حق ملت ايران را براي تغيير رژيم انكار كنند، اما مقاومت شما با سربلندي تمام اين حق را به كرسي نشاند. ديديد كه وزارت خارجه 600 روز قانون‌شكني كرد و عدالت را زيرپا گذاشت!
ديديد كه دولت آقاي اوباما صريحاً به دادگاه مي‌گفت كه در اين موضوع دخالت نكند!
مي‌گفتند در 200 سال اخير هيچ دادگاهي عليه تصميمات مربوط به امنيت ملي و سياست خارجي، حكم صادر نكرده است. اما جنبشي كه تمام هستي خود را فداي آزادي و رهايي ملتش كرده، در دل تاريك‌ترين تاريكي‌ها، روشنايي حقيقت و عدالت را فروزان كرد. گفته بودم كه «حقوق ملت ايران را حتي اگر در كام اژدها پنهان كنيد، آن را بيرون خواهيم كشيد»!
حالا، ما  نيامده‌ايم كه اين نامگذاري و اين سياست شرم‌آور را نكوهش كنيم. ما آمده‌ايم بگوييم كه اين سياست بايد از بيخ و بن بركنده شود. مگر شما نبوديد كه براي توجيه حفظ اين برچسب، انواع جعليات وزارت اطلاعات آخوندها عليه مجاهدين را به خورد برخي رسانه‌هاي آمريكا ‌داديد!؟
مگر نبود كه مقامهاي ناشناس شما پي‌درپي دعاوي كذب عليه مجاهدين عنوان مي‌كردند؟ مگر در محضر قضاييه و عدالت آمريكا به اين دروغ متوسل نشديد كه گويا اشرف هنوز به طور كامل بازرسي نشده است؟ حالا نوبت ماست كه بپرسيم آيا اين اكاذيب چه مصرفي جز زمينه سازي براي كشتار اشرفي‌ها دارد؟ و كدام قانون، يا كدام اصل اخلاقي و انساني به شما اين مجوز را داده است كه حذف نام‌ مجاهدين از ليست را به خالي شدن اشرف موكول كنيد؟
در فرهنگ مغرب زمين، اين گفتة مشهوري است كه « قوانين تورات، دست آدمي را از ارتكاب خطا مي‌بندد، و قوانين انجيل، فكر و نيت او را». حال اين چه دين و آئيني است كه بر اين گونه وزارتخانه‌ها حاكم است كه هم دست‌شان و هم فكر و نيت‌شان را براي قانون‌‌شكني و توسل به جعل و افترا باز مي‌بينند؟ و راستي اگر نبود نمايندگان كنگره و سنا و شخصيتهاي بلندمرتبه‌يي كه از ميان زمامداران پيشين ايالات متحده كه به حمايت از مردم و مقاومت ايران و اشرفيها برخاسته‌اند، از سياست 33 سال اخير آمريكا با ملاها جز ننگ مماشات چه باقي مي‌ماند؟
بي‌نظيرترين ائتلاف فراحزبي كه سياست رسمي را به چالش كشيده و شرافتمندانه و شجاعانه از حذف اين نام‌گذاري و از اشرفي‌ها دفاع مي‌كند.
من البته اميدوارم كه وزير امور خارجه آمريكا، خانم هيلاري كلينتون، اين صفحة پر از ظلم و جور و جفاكاري را از تاريخ سياست آمريكا ورق بزند و شخصاً بر اين نامگذاري غيرقانوني نقطة پايان بگذارد. با اين همه، فراتر از هر تصميمي، هرچه مي‌خواهند بكنند، آنچه تعيين‌كننده است، اراده مردم و مقاومت ايران است كه بساط اين ليست‌گذاري را در هم مي پيچد و چنين خواهد شد.
 اين نامگذاري مثل كلاف شومي، تهمتهاي بي‌شمار عليه مقاومت ايران را حفظ يا توليد و بازتوليد كرد و راهبند بزرگ آزادي مردم ايران شد.
در اين سالها آخوندهاي حاكم يا همدستان آنها بسيار گفتند و نوشتند كه اعضاي اين مقاومت خودشان، خود را شكنجه مي‌كنند و مي‌كشند.
گفتند كه اين يك سكت مبتلا به كيش شخصيت است كه در جامعه ايران پايگاهي ندارد.
گفتند، كه آنها در عراق كردها را كشته و شيعيان را قتل عام كرده‌اند. و گفتند كه تسليحات شيميايي را در اشرف پنهان كرده‌اند. وگفتند كه 70 درصد اشرفيها را به زور نگهداشته‌اند.
اين افترائات يكسره از همين برچسب ارتزاق مي‌كرد و در خدمت حفظ رژيم آخوندي بود. با اين‌همه، فقط اين  رنج و پايداري جنبش مقاومت بود كه اين محاصره و هجوم استعماري-ارتجاعي عليه جنبش مقاومت مردم ايران را درهم شكست.
چنين بود كه بعد از احكام بي سابقه دادگاههاي انگلستان و اتحاديه اروپا، سال گذشته، قضايية فرانسه در حكم درخشان خود، به مشروعيت و حقانيت مقاومت عادلانة مردم ايران عليه فاشيسم مذهبي اذعان كرد و امسال قضاييه ايالات متحده عليه يك بي عدالتي تاريخي در مورد مقاومت ايران گواهي داد.
مي دانيد كه در تاريخ طولاني و دردناك شيطان‌سازي عليه آزاديخواهان و جنبشهاي مقاومت، از مسيح و اسپارتاكوس تا قهرمانان مقاومت ضدفاشيستي در همين فرانسه تا مجاهدان آزادي در ايران، يك تجربه استثنايي واقع شده است.
زيرا اين نخستين بار است كه جنبشي توانسته در زمانه خود، با فداكاري و روشنگري و البته با پايبندي به قوانين بين‌المللي، ‌ در محضر دادگاههاي اروپا و آمريكا زنجير‌هاي ستبر اين دروغ را از دست و پاي خود باز كند.
آري، ما توانستيم بر محاصره سركوبگرانه جنبش مقاومت نقطه پايان بگذاريم. ما توانستيم استانداردهاي عدالت را در جهان امروز ارتقا دهيم. ما توانستيم چرخة افترا و نيرنگ را در هم بشكنيم. ما توانستيم طرحي نو دراندازيم و دوران تازه‌يي را بگشاييم؛ طرحي بر اساس شفافيت و روشنايي و حقيقت و عدالت، طرح احترام به دستاوردها و فضيلت‌هاي بشري و بازگشت نهادهاي بين‌المللي به دفاع از حقوق بشر؛ طرح اعادة حقوق خلقها و احياي ارزش مقاومت و فداكاري.
بله! نيروي انسانيت و عدالت به ميدان آمده است، تاريخ ورق خورده است، ‌ديكتاتورها يكي از پس از ديگري سرنگون مي‌شوند، بنابراين سياستهايي نيز كه حافظ آنها بود، بايد تغيير كند.
اين تغيير در توان ماست و ما آن را محقق خواهيم كرد. اينست معناي تغيير دوران و دوران تغيير.
در اينجا ياد دانيل ميتران بانوي اول حقوق‌بشر و  ياد ريموند ابراك و همرزمش لوسي ابراك  و ياد لرد كوربت و لرد آرچر  را گرامي مي‌د‌اريم كه در ماههاي اخير بدرود حيات گفتند. آنها از پيشتازان اين مبارزة جهاني و بنيانگذاران سياست مبتني بر عدالت و انسانيت بودند و نام و نقشِ ارزندة آنها هرگز فراموش نخواهد شد.

هموطنان عزيز!
تغيير دوران، خود را در غلبه پيروزمند مقاومت ايران بر دسيسه‌هاي همه‌جانبه رژيم ولايت فقيه و دولت دست‌نشانده‌اش در عراق نيز نشان مي‌دهد.
همه مي‌دانيد كه در يك سال گذشته، طرح انحلال و انهدام سازمان مجاهدين در ميان بود؛ ضرب‌الاجلي براي يكسره كردن كار اشرفي‌ها، و قرارداد هفت‌ ماده‌يي آخوندها با دولت عراق براي تسليم يا نابودي اين جنبش.
 اكنون خوشحالم كه به شما و به ملت بزرگ ايران بگويم كه امانت شما، اين جنبش رزم‌آور ضد رژيم ولايت فقيه، شكوفه قهرماني‌هاي تاريخ ايران، در پناه لطف خدا، از تاراج خزان و گزند قتل عام و انحلال در امان ماند. و اكنون براي ايفاي رسالت تاريخي خود، صد چندان شكافنده‌تر، استوارتر و قدرتمندتر است.
و حالا، آي اشرف‌نشانها!
  از شما مي‌پرسم آيا شما هم براي مسئوليتهاي اين دوران، يعني تلاش و نبرد صدبرابر براي آزادي مردم ايران آماده‌ايد؟
آري، به كوري چشم دشمن، اشرف تكثير شد و اشرفيها بيشماران شدند.
در ماههاي اخير، مجاهدان آزادي براي خنثي كردن توطئه‌هاي رژيم ولايت فقيه و دولت مطيعش در بغداد در چارچوب يك راه‌حل بين‌المللي، جابه‌جايي از شهر اشرف را پذيرفتند.
براي پيشبرد اين راه حل، اشرفيها بر اساس طرح پارلمان اروپا، از حق اقامت 25سالة خود در عراق چشم پوشيدند. آنها از موقعيتهاي قانوني خود حتي حق سكونت در اشرف گذشتند. و پذيرفتند كه از شهر اشرف كه  آن را  با سختي و رنج و خون، ساخته و آباد كرده بودند، صرفنظر كنند.
با اين همه، آنچه قرار بود يك جابه‌جايي داوطلبانه باشد، براثر توطئه‌هاي فاشيسم ديني، بر اثر نقض عهد مكرر دولت عراق و انفعال ملل متحد و ايالات متحده، صورت يك جابه‌جايي اجباري به خود گرفت.
يك جابه‌جايي كه جزء به جزء آن تحميلي است. يادداشت تفاهمش فاقد خواست‌هاي حداقل اشرفي‌هاست، اگرچه مفاد همين يادداشت هم اجرا نشده و در عمل، طرح به زندان فرستادن اشرفي‌هاست.
من چند هفته پيش گفتم كه طرح كمپ ترانزيت موقت، مشخصاً به دليل رفتار ضدانساني دولت عراق از بنياد، شكست خورده و از يادداشت تفاهم امضاشده ميان ملل متحد و دولت عراق، چيزي باقي نمانده و بايد دوباره آن را نجات داد.
ساكنان اشرف نيز در چهارم مي‌گذشته اعلام كرده‌اند تا وقتي زيرپاگذاشتن ابتدايي‌ترين حقوقشان ادامه دارد، ديگر به ليبرتي نخواهند رفت. اما اگر همين امروز خواست‌هاي حداقل آنها تأمين شود، فردا حركت خواهند كرد.
اين خواستها كه در 6ماده تنظيم و براي دبيركل ملل متحد و دولت آمريكا ارسال شده، بسيار ساده است: به جاي زندان كردن ليبرتي، آن جا را كمپ پناهندگي اعلام كنيد. آب و برق و نيازهاي انساني آن را تأمين كنيد،  دشمن ما را كه در صدد نابودي اين جنبش است در امور ما دخالت ندهيد و اشرف را كه مدعي هستيد هنوز به طور كامل خلع سلاح نشده، بازرسي كنيد يا دست كم،  آنچه را كه ادعا كرده‌ايد، تكذيب كنيد.
كساني كه اين درخواست‌ها را زياده‌خواهي ساكنان اشرف توصيف مي‌كنند، توضيح بدهند كه از چه زماني حفاظت از جان و امنيت افراد، در زمره امتيازهاي اضافي شمرده مي‌شود؟
به ياد داريم كه قبل از شروع جابه‌جايي‌ها در 27 بهمن گذشته دولت آمريكا در يك اطلاعية رسمي اعلام كرد: « ايالات متحده به نفرات كمپ ليبرتي پشت نخواهد نكرد».
متأسفانه اكنون آمريكا به تعهد خود پشت كرده است. به جاي آن اصرار مي‌كند كه اشرفي‌ها فقط با وعده و وعيد دولت عراق با پاي خود روانة زندان شوند.
به شما مي‌گويند حق نداريد براي رفع اتهام از خود خواستار بازرسي از اشرف شويد. به جاي آن بايد به زندان برويد و آن را به عنوان يك راه حل انساني، به رسميت بشناسيد.
و اگر با زندان رفتن مخالفيد، نام‌گذاري غيرقانوني ادامه پيدا مي‌كند. اين جاست كه متهم به قطع مذاكره و عدم همكاري مي‌شويد.
در حقيقت، قرباني كردن دوبارة قرباني را تكرار مي‌كنند. يك بار ديگر مسيح باز مصلوب و باز هم عوض كردن جاي جلاد و قرباني.
ساكنان اشرف به اقامت در بازداشتگاهي وادار شده‌اند كه در آن مانند عصر برده‌داري بايد بارهاي سنگين را بر دست‌ها  و شانه‌هاي خود حمل كنند. اما باز همين ساكنان اشرف‌اند كه مقصر توقف و بحران شناخته مي‌شوند.
از يك طرف شيطان سازي، از طرف ديگر انواع فشارهاي ضدانساني كه هدف آن زمينه‌سازي يك كشتار در ليبرتي است.  اما بگذاريد تصريح كنم كه اگر فكر مي‌كنيد با اين فشارها، مجاهدين از حقوقشان و حقوق و آزادي مردمشان كوتاه ميايند، سخت در اشتباهيد.
اين را هم بايد با صداي بلند تأكيد و تكرار كنم كه اين رسم مقاومت ماست كه وقتي تعهدي را مي‌پذيرد، مسئولانه به آن پايبند است.
بنابراين به رغم  همه توطئه‌هاي رژيم، مقاومت ايران بر سر تمام تعهدات خود باقي است. بهاي پيشبرد  اين مسير را تاكنون به تمام و كمال همين مقاومت پرداخته و باز هم در اين مسير پيش خواهد رفت.
كما اين كه تا به حا بالاترين انعطافها را داشته و دارد. اما شرط آن تضمين حفاظت، امنيت، سلامت و شرافت مجاهدان آزادي در اشرف و ليبرتي است.
اميدواريم كه سازمان ملل و آمريكا نيز به تعهدات خود پايبند باشند و دولت عراق را مؤظف سازند كه به تعهداتش عمل كند.
البته ما آمريكا را نه به سياست وزارت خارجه، بلكه به شما شخصيت هاي عاليرتبه مي شناسيم. شما كه فرياد زديد خارج كردن ساكنان از اشرف به بهانه پروسه پناهندگي، ناعادلانه است.
شما كه از پايداري فرزندان دلير مردم ايران بارها تقدير كرديد و از آنها خواستيد هر چه محكم‌تر در براي آخوندها بايستند.
از اين رو، امروز از طريق شما مردم آمريكا و تمام دنيا را به داوري مي‌طلبم كه در مورد تعهد اشرفي‌ها به اين قرارداد و مذاكرات، راستي چه مدركي قاطع‌تر از اين كه تاكنون 2 هزار نفر از آنها به ليبرتي منتقل شده‌اند؟
پس چرا به اعتراضات آنها نسبت به تحميلات ضد انساني،گوش داده نمي‌شود؟ چرا آنها نبايد حق مالكيت دارايي‌هاي خود را داشته باشند؟ چرا حق رفت و آمد آزادانه از آنها سلب شده است؟ چرا افراد مجروح و ناتوان اجازه ندارند تسهيلات ويژه خود را همراه خود داشته باشند؟
من همة كشورهاي اروپا و نيز كانادا و آمريكا را فرا مي‌خوانم كه براي حفاظت ساكنان اشرف و ليبرتي و هم‌چنين براي پذيرش آنها در كشورهاي خود، فعالانه اقدام كنند و جلوي يك فاجعة جديد را بگيرند.

دوستان عزيز!
تغيير دوران كه با پايداريها و مقاومت‌هاي پررنج و خون محقق شده، هم‌چنين ايجاب مي‌كند كه نهادهاي بين‌المللي به مسئوليت‌هاي اصلي خود، يعني حفاظت از حقوق بشر، بازگردند.
ما آن نهادهاي بين المللي  را ميخواهيم كه قرباني را به خاطر تسليم نشدن سرزنش نكنند و بر سر سرنوشت ساكنان اشرف، با دژخيم حشر و نشر نكنند.
  از آنها مي‌پرسيم: چرا تماشاچيان منفعل و خاموش ديكتاتورها و واسطة انهدام جنبش مقاومت شده‌ايد؟ چرا مجاهدان آزادي را ميان كشته شدن و زندان رفتن مخير مي‌كنيد؟
لطفا چشم باز كنيد و ببينيد كه راستي چرا آخوندها، انهدام اين جنبش را بالاترين اولويت خود مي‌دانند و آن را دنبال مي كنند؟ زيرا آنها در دوران تغيير، براي خود و متحدان و وابستگانشان در منطقه هيچ آينده‌يي نمي‌بينند. از اين‌رو، زندان‌سازي و سركوب عليه مجاهدين، بخشي از سياستي است كه انفجارها و كشتارها در عراق و قتل‌عام‌ها در سوريه بخش ديگري از آن را  تشكيل مي‌دهد.
جبهة متحد نسل كشي و قتل عام، از تهران و بغداد تا دمشق سر به جنون برداشته است. و پايداري گسترده‌يي كه در برابر آن ادامه دارد، مظهر جهاني است كه براي آزادي به پاخاسته است.
اين نبردي است كه ما و هيچ كدام از خلق‌هاي منطقه آن را آغاز نكرده‌‌ايم؛ اما براي آزادي مردممان چاره‌اي جز پيروزي نداريم. بنابراين،  بازهم با مسعود هم صدا مي‌شويم كه گفت: «در اشرف يا هر جاي ديگري در عراق يا در داخل و خارج ايران، چه در حال، و چه در آينده، تا وقتي اين رژيم هست، سرنگوني رژيم ولايت فقيه، حق مسلم ما و حق مسلم خلق ماست».

هم‌ميهنان گرامي!
سه رشته مذاكرات اخير ميان گروه كشورهاي 1+5 با رژيم آخوندها، به بن‌بست انجاميد و سياست تعامل چهارسالة آقاي اوباما شكست خورد.
 ده سال پيش، مقاومت ايران سايت‌هاي اتمي پنهان رژيم ملاها در نطنز و اراك را افشا نمود. اما متأسفانه دولت‌هاي غرب فرصت بزرگ ده ساله را از دست دادند؛ ده سال دادن مشوقهاي رنگارنگ به آخوندها، ده سال مماشات و تعامل و ده سال مذاكرات بيهوده.
تا به حال، 37 دور مذاكره انجام شده است؛ هر مذاكره براي مذاكره‌يي ديگر. آن هم با رژيمي كه هفت قطعنامه شوراي امنيت را زير پا گذاشته و هر ماه، 200 كيلو اورانيوم غني شده، انبار مي‌كند.
در ماه‌هاي اخير، سياست نرمش، شكلهاي تازه‌يي پيدا كرده‌ است. از جمله تكرار اين ادعاي واهي كه گويا رژيم ولايت فقيه هنوز براي ساختن بمب تصميم نگرفته يا اين كه بگذاريد پس از دست يافتن به بمب، آخوندها را مهار ‌كنيم.
حاصل نهايي اين فريبكاري‌ها، يكي بيشتر نيست و آن واگذاري بمب به فاشيسم ولايت فقيه است. اما مي خواهم مجددا اعلام كنم كه مردم ايران هرگز چنين گزينه‌يي را نمي‌پذيرند.
طرفهاي مذاكره مي‌گويند هدف ما تعامل با آخوندهاست. اما در اصل، از شاه سلطان حسين پيروي مي‌كنند. يعني سياست ندبه و زاري، يعني كف زدن و دف زدن براي فتواي شيادانة خامنه‌اي دربارة حرام بودن بمب اتمي، يعني تجاهل كردن نسبت به خيز آخوندها براي برداشتن گام نهايي.
حال اگر معتقديد كه رژيم ولايت فقيه، زير فشار تحريم‌هاي بين‌المللي، از برنامه بمب‌سازي دست برمي‌دارد، چه خوب! ولي براي تحقق اين هدف بايد قاطعيت به خرج بدهيد.
اين البته به سود مردم ايران است كه آخوندها جام زهر را سر بكشند و عقب بنشينند.
اما اگر يقين كرديد كه آخوندها  هم‌چنان در مسير ساختن بمب پيش مي‌روند، بازهم سياست صحيح، قاطعيت هرچه بيشتر است.
بنابراين آقاياني كه خطر اتمي ملاها را كم اهميت جلوه مي‌دهيد، به مردم خودتان و به تمام جهان خيانت مي‌كنيد.
آقايان! شما مجرميد، شما  كه دنيا را در مقابلِ بحران اتمي ملاها بي‌راه‌حل نشان مي‌دهيد، شما مجرميد.
توقف خطر اتمي ملاها امكانپذير است و تنها راه آن تغيير ديكتاتوري ملاها است كه برعهدة مردم و مقاومت ايران قرار دارد.
پس اگر حقيقتاً نمي‌خواهيد بمب اتمي را به آخوندها تقديم كنيد، با مقاومت مردم ايران براي به زير كشيدن اين رژيم، همسو و همراه شويد و خواست آنها را به رسميت بشناسيد: يك ايران بدون سركوب و اختناق، يك ايران بدون اتمي و يك ايران بدون ولايت فقيه.
و سرانجام خطابم به شما دختران و پسرانم در سراسر ايران است. مي‌خواهم از نقش و مسئوليت شما در دوران جديد صحبت كنم:
انقلاب 57 با تلاش نسل جوان ايران به پيروزي رسيد. قيام تير 78 و قيام‌هاي شكوهمند 88 ، برآمد اعتراض و خشم شما جوانان ايران بود. و  بي‌ترديد بهار ملت ايران با شور و نيروي شما شكوفا مي‌شود.
آخوندها، در برابر شما، سد قطوري از اختناق و سركوب ساخته‌اند كه در جهان كنوني نظير ندارد. جنگ رواني گسترده‌يي راه انداخته‌اند كه آماج اصلي‌اش باورها، اراده ها و اميدهاي شماست. هدف اعدام‌هاي بي‌وقفه، همچون اعدام چهار تن از فرزندان دلير هموطنان خوزستاني ما در هفته گذشته، مرعوب كردن شماست. روشن است كه بيزاري از آدمكشان حاكم و فرهنگ و رفتار عقب‌ماندة آنها در سراسر جامعة ايران موج مي‌زند.  اما اين انزجار، به تنهايي كافي نيست. شما بايد همزمان به دارايي مبارزاتي ملت ايران و سرمايه‌هاي حقيقي آن چشم بدوزيد. به فرداي روشن اميد داشته باشيد و با اين اميد، شعله‌هاي مقاومت را برافروزيد.

 آخوندها از همين مي‌ترسند. به همين دليل، سه هدف عمده‌ را با حمله‌هاي زهرآگين خود نشانه مي‌روند:
نخست، تاريخچه پرافتخار پايداري ملت ايران،
دوم، سازمان و جنبش مقاومت، 
و  سوم، فرهنگ و ارزش‌هاي مبارزاتي
آخوندها مي‌خواهند اين پندار مأيوسانه را دامن بزنند كه بها پرداختن براي آزادي بيهوده است. و اين ايدئولوژي بي‌هزينگي است كه بايد الگو قرار گيرد.
آنها چشمه هاي اميد جامعه ايران و در قلة آن اشرف و اشرفيها را هدف قرار داده اند. مي‌خواهند اين نتيجه را به شما جوانان ايران القا كنند كه « از دست شما كاري ساخته نيست و هر تلاشي بي‌فايده است».
اما حقيقت چيست؟
حقيقت اين است كه شما نيروي جوان و نوجوي ملتي هستيد كه از پشتوانة يك قرن مبارزه براي آزادي، از انقلاب مشروطه تا نهضت ملي به رهبري مصدق بزرگ، برخورداريد و از نظر مبارزاتي و ظرفيت تغيير و دگرگوني، در زمرة سرشارترين و داراترين ملت‌هاي جهانيد.
من مي خواهم بگويم كه شما تنها نيستيد، شما به يك جنبش مقاومت سازمان‌يافته متكي هستيد؛ جنبشي كه طي سه دهه در برابر سركوب قرون وسطايي آخوندها، شعله هاي پيكار آزادي را فروزان نگه داشته است، جنبشي سرشار از ارزشها و نيروي تغيير دهندة انساني و جنبشي با يكصد و بيست هزار شهيد، با 30هزار مجاهد و مبارز قتل عام شده، و قهرماناني همچون صديقه و ندا و هزاران هزار گل سرخ ديگر؛ جنبشي بناشده بر آرمان آزادي، كه از فرداي سرقت انقلاب ايران توسط خميني، مرزهايش را با ارتجاع و انحصار‌طلبي و ديكتاتوري ترسيم كرد. و راهبرش برخلاف همه دعاوي چپ نمايانه،گفت: مسأله اصلي انقلاب ايران، مسأله آزادي است.
راهبري كه بر «يك آرمان» و «يك تعهد» پاي فشرد و يك لحظه از آن دست برنداشت:
بله، آرمانِ آزادي و تعهدِ قيمت دادن براي آزادي؛ تعهدي، البته در اوج آگاهي و خرد انقلابي، با اشراف به تمامي خطرهاي كمين كرده برسر راه.
گوش كنيد كه مسعود درباره اين آرمان واين تعهد، چه گفته است: «وقتي مقاومت ما پيروز شود، يكي از بزرگترين موانع جنبشهاي آزاديخواهي معاصر و بلكه مهمترين عامل انحراف و اضمحلال آنان كه همانا تجاوز به حريم مقدس ”آزادي“ تحت انواع و اقسام بهانهها است ازميان برداشتهميشود. آري، در انسانشناسي توحيدي، احياي مقوله آزادي همانا احياي بشريت است».
ما رهروان مسيري هستيم كه به احياي مقولة آزادي و به احياي بشريت و ارزشهاي انساني، قيام كرده است.
بله، ما به اين آرمان، به اين مسير و به اين راهبر افتخار ميكنيم.
 در پرتو اين افق بلند، بسا تضادهاي بغرنج سياسي و مبارزاتي و آرماني حل شده است؛ تضادهايي كه جنبشها و قيامهاي كنوني درخاورميانه وشمال آفريقا تازه با آن آشنا مي شوند.
تجربة درهم شكستن دعاوي اسلام پناهي ارتجاعي و دجالگريهاي ضد استكباري كه جامعة ايران سالهاست آن را پشت سرگذاشته است.
 تجربة شكل‌گيري ديرپاترين ائتلاف سياسي تاريخ ايران و اتحاد عمل جريانها وشخصيتها با عقايد مختلف و  در يك مناسبات دموكراتيك، در شوراي ملي مقاومت ايران.
تجربة مقابله و افشاي صدور ارتجاع و تروريسم رژيم ولايت فقيه به عنوان تهديد امروز جهان.
و به ويژه تجربة تشكيلات مجاهدين در يك مناسبات دموكراتيك.و تجارب انساني پيشرفتة آن كه دكتر آلخو ويدال كوادراس نايب رئيس پارلمان اروپا در ديدارش از اشرف آن را يك «الگو و مرجع اخلاقي ومعنوي براي جهان» توصيف كرد.
 به همين دليل است كه  از نظر آخوندها ، اشرف ممنوعه ترين كلام در ايران امروز است.
بگذاريد بار ديگر تصريح كنم كه هدف اين جنبش، به‌دست گرفتن قدرت به هر قيمت، نبوده و نيست. هدف ما، تضمين آزادي و دموكراسي، به هر قيمت است. و هم‌چنان كه بارها گفته‌ايم، همين كه بر سرِ مزار شهيدان‌مان در خاوران باشيم، براي ما كافي است.
هدف ما يك جمهوري مبتني بر جدايي دين و دولت است كه در آن، همة اديان و مذاهب، از حق مساوي برخوردارند. و برنامة ما در اين سه كلمه خلاصه ميشود: آزادي، دمكراسي و برابري.

پس اي هموطنان!
زنان آزاده ايران، معلمان، دانشگاهيان، دانشجويان، دانش آموزان، كارگران و زحمتكشاني كه با  فشار فزايندة گراني و محروميتها و تحميلهاي ارتجاعي روبه‌رو هستيد، و اي جوانان دلير ايران!
 زمان، زمان برخاستن است.
رو در روي استبداد مذهبي، شما از قوي ترين پشتوانه و نيروي جبرشكن مقاومت رهاييبخش برخورداريد،همة شما را فرا مي‌خوانم كه براي آزادي مردم و ميهن اسير، به پا خيزيد. كليدپيشروي، همانا كلمه «آزادي» است، آري آزادي، خجسته آزادي.
پس مي توان و بايد برافسون يأس و تسليم شوريد مي توان و بايد ارعاب آخوندي را  درهم شكست و مي توان و بايد آزادي را بر ظلمت و تباهي پيروز كرد.
اين است آن كيمياي عشق و نور كه « خاك خسته را صبح  و سبزه مي‌كند». اين است اشرف و راه و رسمش و  اين گونه است كه تكثير مي‌شود.
سلام بر مردم ايران
سلام بر مجاهدان اشرف و ليبرتي
سلام بر آزادي
سلام بر همه شما

 

توئيتر

Maryam_Rajavi_P عموم هموطنان را به‌گسترش قیام‌ها و به‌همبستگی با مردم به‌جان آمده در استان‌های مختلف #ایران و پافشاری بر آزادی دستگ… https://t.co/BVOJJbbP2Q
Maryam_Rajavi_P تا رژیم آخوندی باقی است کولبری برای جوانان کرد، بی‌آبی برای کشاورزان، بی‌حقوقی برای کارگران، تبعيض و ستم مضاعف عليه… https://t.co/VhDQZEt1cq
Maryam_Rajavi_P مردم #بانه و #پیرانشهر در خیابان‌ها و بازارهای در حال اعتصاب سفره‌های خالی پهن کرده‌اند. این سفره‌ها پیام ده‌ها میل… https://t.co/Si61zQx10w
Maryam_Rajavi_P به‌مردم #كازرون و #اصفهان و #اهواز درود كه بساط دين فروشي آخوندها در نماز ریایی جمعه را بر هم زده و با شعارهای پشت… https://t.co/OvI0v3b24z
Maryam_Rajavi_P فریاد مردم #کازرون که می‌گویند دشمن همین جاست فریاد همه مردم #ایران است؛ بله دشمن ایران و ایرانی آخوندهای اشغالگر ح… https://t.co/KwWU7ybHi5
Maryam_Rajavi_P درود به‌ مردم #کازرون با آن سوابق درخشان در حمایت از مصدق بزرگ و با تقدیم آن همه مجاهد و مبارز زندانی و شهید در برا… https://t.co/JFV8qPWmMP
Maryam_Rajavi_P یک هفته است که صدای اعتراض و حق‌‌طلبی ملت #ایران از زبان مردم دلیر #کازرون شنیده می‌شود. فریادشان این است که ما زن… https://t.co/0tl0YvuKkC
Maryam_Rajavi_P مردم دلاور #کازرون امروز نمایش جمعه آخوندها، مركز اشاعه ریا و دروغ و فساد را به صحنه اعتراض تبدیل كرده و نفرت و انز… https://t.co/PsMOZg2wyK

عكس از فليكر

جستجو

متحد علیه رژیم ولایت فقیه دشمن اصلی ملت های سوریه و ایران-۲۲خرداد۱۳۹۵

مراسم بزرگداشت ویکتور گلوتا، از حامیان مقاومت و همسایگان اورسوراواز 1 خرداد 1395

دیدارمریم رجوی با جرج صبرا معاون هیئت نیروهای انقلاب واپوزیسیون سوریه- ۲۳اردیبهشت۹۵

مریم رجوی- گرامیداشت حماسه ۱۹فروردین ۹۰ و پایداری مجاهدان اشرف

پیام مریم رجوی در آستانه سالروز ملی شدن صنعت نفت ایران

مريم رجوی: ولایت فقیه، دشمن زنان-سخنرانی به مناسبت روز جهانی زن اسفند ۱۳۹۴-

گرامیداشت سالگرد انقلاب ضدسلطنتی و سالگرد شهادت اشرف و موسی ۲۳بهمن ۱۳۹۴- ۱۲فوریه ۲۰۱۶

پیام مریم رجوی به مناسبت میلاد مسیح و آغاز سال ۲۰۱۶ میلادی دسامبر ۲۰۱۵

مریم رجوی: من همه مسلمانان را فرا می‌خوانم که جنایات تروریستی در پاریس را محکوم کنند