بسوي قله ها - سخنراني در اجتماع ايرانيان - پاريس ويلپنت

08 تیر 1387

 [ گردهمايي 70,000 نفره ايرانيان در ويليپنت فرانسه- تير1387 ]

به نام خدا
 به نام ايران، به نام آزادي
سلام بر مردم ايران
سلام بر دانشجويان، كارگران، معلمان، و همه زنان و مرداني كه بر سيطرة شوم آخوندها شوريده‌اند.
سلام بر شهر اشرف الهام بخش زنان و جوانان به پاخاسته ايران
سلام بر يك صد و بيست هزار جاودانه فروغ آزادي،از اشرف رجوي و موسي خياباني تا صديقه مجاوري، ندا حسني و حجت زماني
سلام بر شوراي ملي مقاومت تنها جايگزين دمكراتيك استبداد مذهبي
و سلام بر مسعود كه مقاومت در برابر رژيم آخوندي را بنياد گذاشت، و بي‌ترديد كشتي طوفانزده ميهن را به ساحل نجات و آزادي مي‌رساند.
درود بر يكايك شما و اجتماع بزرگتان، كه شكوه عزم مردم ايران است
درود بر شما منتخبان مردم،مدافعان حقوق بشر و شهروندان كشورهاي مختلف كه به ياري مردم ايران آمده‌ايد
و درود به همه قيام‌كنندگان براي سرنگوني حكومت ولايت فقيه

همه بي تاب و بس سركش
بسوي فتح و آزادي
بسوي روز بهروزي
 و بر لبها سرود افتخار آميز
پيروزي.

هم‌ميهنان عزيز
گردهم‌آيي شما، اين درياي مواج انساني،  پرچم پيشروي مردم ايران به سوي قله هاي پيروزي است.
در اين لحظه، جهان در شما و از شما صداي مردم  ايران را مي‌شنود
صدايي كه در جهان مي‌پيچد و خيال مماشات گران و مرتجعان را مي‌آشوبد
صداي هشتاد ميليون ايراني كه فرياد مي‌زنند:«آخوندها بايد بروند»
بله، آخوندها بايد بروند.
فَلَا أُقْسمُ  بالْخُنَّس  الْجَوَار الْكُنَّس وَاللَّيْل إذَا عَسْعَسَ وَالصُّبْح إذَا تَنَفَّسَ
سوگند به ستارگان شب كوب كه در آسمان تيره ظاهر شوند و بدرخشند.آنگاه رخ پنهان كنند.
درخششي براي شكستن شبي تيره كه سيماي جهان را تاريك مي‌كند.
وسوگند به صبح درخشان كه چونان نسيم برجهان مي‌وزد و زندگي به ارمغان مي‌آورد، و قطعا آزادي، ثمرة آن خواهد بود. 

حضار محترم
پنج روز پيش، جنبش مقاومت و آزادي‌خواهي، لحظه پرشكوهي در تاريخ ايران خلق كرد  و آن تصويب لايحه حذف نام مجاهدين از ليست تروريستي در هر دو مجلس انگلستان با اجماع و اتفاق آراء بود.
رستاخيز بيداري، و انقلابي شگرف در حقوق جهان كه صفحه سياه گذشته را ورق مي‌زند.
بدينسان دژ دفاعي استبداد مذهبي فرو ريخت. راستي كه زلزله‌يي در رژيم ولايت فقيه واقع شد.
جلسات مجلس عوام و مجلس اعيان به هنگام تصويب اين لايحه، صحنه بي‌سابقه‌يي در تحولات مربوط به ايران است. مردم ايران به چشم ديدند كه در پارلمان‌يكي از پنج قدرت اصلي دنيا دفاع بسيار سرسختانه‌يي از مقاومت مردم ايران عليه فاشيسم مذهبي صورت مي‌گيرد.
شمار كثيري از نمايندگان با برانگيختگي و احساس مسئوليتي ستودني ـ  آميخته اي ازشرافت، شجاعت و دادخواهي ـ  از ضرورت پايان دادن به فاجعه سياست مماشات و از دردهاي مردم تحت ستم ايران سخن گفتند. راستي كه انها سياست را با انسانيت و آزادگي درآميختند.
لرد اسلين با ايقان و شجاعت از حقانيت حكم دادگاه انگلستان و  حكم دادگاه لوكزامبورگ درباره بي‌اعتباري اتهام تروريسم عليه مجاهدين سخن گفت.
لرد كوربت از اعدام يك صد و بيست هزار تن از فرزندان مردم ايران سخن گفت.
لرد وادينگتون گفت: بايد صفحه پاياني نيز ورق زده شود و اتحاديه اروپا به نام‌گذاري خود عليه مجاهدين خاتمه دهد.
لرد آرچر گفت: اين آغاز پايان درد و رنج مردم ايران است.
لرد كلارك گفت:فصل طولاني شرم و ننگ در حال پايان يافتن است.
بارونس هريس از « ايراني‌هاي شجاع» در شهر اشرف كه « براي آزادي ميهن خود مي‌جنگند» تقدير كرد.
آندرو مكنلي گفت: من انتظار روزي را دارم كه رژيم تهران واژگون شود.
هنگامي كه آنها اينچنين از مقاومت ايران دفاع مي‌كردند، اين وجدان مردم غرب بود كه عليه سياست مماشات و خدعه و ذلت آن مي‌خروشيد.
مردم ايران به اين نمايندگان كه نمايندگان صلح و دمكراسي هستند، درود مي‌فرستند .

متهم كردن ظالمانه مجاهدين به تروريسم، مصائب بسياري براي ما و مردممان و براي مردم عراق و كشورهاي خاورميانه داشت. از برپا شدن بسياري جراثقالهاي اعدام در شهرهاي ايران تا يكه‌تازي تروريزم و خونريزي در لبنان و فلسطين و افغانستان.
با اين حال، ما بي‌عدالتي نسبت به جنبش مقاومت را به موضوع مبارزه جهاني در دفاع از حق مردم ايران براي كسب آزادي و دمكراسي تبديل كرديم.
در يك مبارزه هفت ساله به مردم كشورهاي غرب نشان داديم كه اين دولتها  برخلاف دعاوي‌شان، بيشترين كمك را به رشد بزرگترين حامي تروريسم دولتي در جهان مي‌كنند.
سالهاي سال، آنها با همين ادعا راه جنبش مقاومت ايران را بسته‌اند. ولي ما اثبات كرديم كه اين مقاومت، يك مقاومت مشروع، عادلانه، و مورد حمايت مردم ايران است.
 دادگاه انگلستان، به نقل از پارلمانترهاي بريتانيايي تصريح كرد كه فعاليت هاي نظامي سازمان مجاهدين خلق عليه رژيم ايران تنها وسيله موجود براي مخالفت با استبداد و خفقان حاكم بوده است.
آنها مدعي بودند عليه اين جنبش مدارك محرمانه در دست دارند. ولي ما تاريك خانه مدارك محرمانه را برهم زديم و سرانجام دادگاه انگلستان اعلام كرد كه مدارك سري، از قضا بي‌گناهي مجاهدين را بيشتر اثبات مي‌كند.
ما پردة ضخيم دروغ و نيرنگ و شيطان‌سازي را كنار زديم و امروز سرافرازيم كه رنج مردم ما و تجربه مقاومتمان، اين آگاهي و روشنايي را در دنياي كنوني ترويج كرد.
كساني كه در غرب گمان مي‌كنند تهديد بنيادگرايي فقط عليه مردم خاورميانه و كشورهاي مسلمان است، به ماجراي اين نام‌گذاريها و پرونده‌سازي‌ها نگاه كنند كه چطور آخوندهاي حاكم بر ايران با حربه تروريزم، قانون و عدالت و دمكراسي را در مهمترين كشورهاي اروپا به گروگان گرفته‌اند.
و راستي كساني كه در برابر يك ديكتاتوري خونريز ارتجاعي سرخم مي‌كنند، چه صلاحيتي براي دفاع از عدالت و قانون دارند؟
به همين دليل است كه مي‌گوييم حذف نام مجاهدين از ليست، فقط راه تغيير دمكراتيك در ايران را باز نمي‌كند، علاوه بر آن، دولتهاي غرب را از خيانت به دمكراسي و عدالت و حقوق بشر، دور مي‌سازد. حذف اين برچسب مي‌تواند نقطه پايان حماقت مزمني باشد كه سياست در جهان غرب به آن مبتلاست.
بله پس از مصوبه هر دو مجلس انگلستان، افقهاي تازه‌يي پديدار شده است.
حالا بايد براي برگرداندن ايران به جامعه ملتها اقدام كرد. اولين قدم بايد تبديل ايران از بانك مركزي تروريسم به بانك مركزي دمكراسي و صلح در اين منطقه از جهان باشد.اما اين كار تنها با تغيير رژيم حاكم امكان پذير است.
حالا، يك ايران غيراتمي ‌در دسترس است، اما با پس زدن فاشيسم ديني يعني حكومت ولايت فقيه
حالا يك ايران صلح‌جو، كه همزيستي و مسالمت با همسايگان را جايگزين دخالت و تروريزم مي‌كند، مقدور است، اما در مبارزه‌يي براي برچيدن بساط استبداد مذهبي.
 بله زمان آن فرارسيده است. ويكتور هوگو گفته است : «يك چيز قوي‌تر از همه ارتشهاي جهان است و آن آرماني است كه زمان آن فرا رسيده باشد»  .
آري، زمان پيشروي و پيروزي است.

در هفته‌هاي اخير رژيم آخوندي با شانتاژ و فريبكاري تلاش كرده است فرانسه را به حمايت از ابقا نام مجاهدين در ليست بكشاند.
دستاويز اين تلاش غيرقانوني، پرونده هفده ژوئن است. همه به ياد دارند كه اين ماجرا، يعني يورش گسترده به دفاتر شوراي ملي مقاومت در سال 2003، حاصل توافق مستقيم دولت شيراك ـ ويلپن با رژيم آخوندي بود. پرونده‌يي هم كه پس از آن تشكيل شد، پرونده‌يي خالي و بي‌اساس بود كه به دليل فقدان مدارك معتبر، بر اساس ليست اتحاديه اروپا تشكيل شد. ليستي كه امروز از نظر حقوقي ساقط شده و استناد به آن غير قانوني است.
ما مي‌گوييم اگر اين پرونده به ادعاي خودتان ميان تهي و بي‌اعتبار نيست، بفرمائيد، پس از پنج سال طفره رفتن آن را تعيين تكليف كنيد. و اگر هم‌چنان كه رفتار خودتان گواهي مي‌كند، اين پرونده بي‌اعتبار است، پس چرا آن را دستاويز حمايت از برچسب تروريستي مي‌كنيد؟
هشدار مي‌دهم كه هرگونه تلاش براي حمايت از ابقاء نام مجاهدين يك رسوايي بزرگ دامنگير سياست فرانسه مي‌كند كه مخالف تعهدات بين‌المللي اين كشور در مبارزه عليه تروريسم و بنيادگرايي است. به خصوص كه از دو روز ديگر فرانسه رياست دوره‌يي اتحاديه اروپا را برعهده مي‌گيرد
هشدار مي‌دهم كه سرخم كردن در مقابل خواستة رژيم، بزرگترين خيانت به قوانين جمهوري فرانسه و قوانين اتحاديه اروپاست و علاوه بر اين  آيت الله هاي ضد اسلام تهران هم جري تر مي‌شوند
در همين جا شوراي وزيران اتحاديه اروپا را فرا مي‌خوانم از الزام قانوني مصوبه هر دو مجلس انگلستان پيروي كند و نام مجاهدين را از ليست خود حذف كند.
دولتي كه خواهان درج نام مجاهدين بود، حالا به حكم دادگاهها و پارلمان كشور خودش كنار كشيده است. شوراي وزيران ديگر هيچ دستاويزي براي ادامه اين نام‌گذاري ندارد.
اين نام‌گذاري را خاتمه بدهيد
نيروي عدالت و وجدان شما را وادار  مي‌كند كه از اين نام‌گذاري ظالمانه دست برداريد.
نيروي عدالت و وجدان سرانجام شما را وادار ميكند كه به حق مردم ايران براي كسب آزادي گردن بگذاريد
آري، شما بايد از سوخت رساندن به ماشين ترور ملايان دست برداريد.
 
از اروپا به آمريكا برويم.  همه مي‌دانند كه از روز اول، قرار دادن نام مجاهدين در ليست سياه وزارت خارجه ، رشوه‌يي به آخوند خاتمي و مرتجعين شياد بود.
در همان روز،يك مقام ارشد دولت آمريكا گفت:«هدف اين نامگذاري نشان دادن يك ژست حسن نيت به رئيس جمهور جديد ايران محمد خاتمي است».
انتظار داشتند ابراز حسن نيت به قتل عام كنندگان زندانيان سياسي، بتواند رژيم ولايت فقيه را معتدل كند.
چنين جلوه مي‌دادند كه افعي كبوتر خواهد زاييد. اما به جاي آن احمدي نژاد را تحويل داد.
آيا حسن نيت نسبت به ملايان و فاشيسم ديني، منتهاي سوءنيت نسبت به مردم ايران و مردم خاور ميانه و نيروهاي دمكراتيك در اين منطقه از جهان نيست ؟
راستي، چرا پس از اينهمه تجربه ،ميراث باج دادن به آخوندها بايد ادامه پيدا كند ؟
در حالي‌كه سپاه پاسداران و نيروي قدس آخوندها ليست گذاري شده اند ، چرا اجابت درخواست آخوندها براي نام‌گذاري مجاهدين بايد ادامه پيدا كند؟
چرا محدوديتهاي طاقت فرساي” افراد حفاظت شده” در شهر اشرف به درخواست همين آخوندها و عواملشان در عراق، بايد ادامه پيدا كند ؟
در همين ماه،3ميليون شيعه عراقي خواهان طرد رژيم ايران و عوامل آن از عراق و رفع محدويتها از مجاهدين شده اند .
اكثريت كنگره آمريكا درگذشته پنج بار از مجاهدين و شوراي ملي مقاومت حمايت كردند و اين راه حل را تنها راه مقابله با بنيادگرايي اعلام نمودند.
تحقيقات شانزده ماهه9 ارگان دولت آمريكا از تك تك اعضاي مجاهدين نشان داد كه هيچ مبنايي براي متهم كردن يك عضو اين جنبش به تروريسم يافت نمي‌شود. 
وانگهي اگر در كنار مردم ايران براي كسب آزادي ايستاده‌ايد،برچسب تروريستي را بس كنيد. بفرماييد اين مبارزه مردم ايران با 120 هزار شهيد آزادي
بنابراين جهان را از مؤثرترين اهرم مقابله با فاشيسم ديني  و تروريسم ، محروم نكنيد.
 توماس جفرسون سومين رئيس جمهور و نويسنده بيانيه استقلال آمريكا بخوبي وضعيت مردم و مقاومت ايران را تصويركرده است. آنجا كه مي‌گويد: «وقتي كه انگيزه صبر، اشتباه استنباط مي شود، هنگامي كه ستم را ادامه مي دهند چرا كه گمان مي كنند تحمل خواهد شد، آن گاه مقاومت عين اخلاق مي شود».
باز هم از بيانيه استقلال آمريكا ميخوانم: «اگر دولت از اهداف اصلي خود كه حفظ حقوق مردم است، دور شود، مردم حق دارند آن حكومت را بركنار سازند و به جاي آن حكومت مورد علاقه خود را بوجود آورند».
امروز هم كم نيستند متفكران و نمايندگان و شخصيتهاي آمريكايي كه اذعان مي‌كنند سياست نزديكي به رژيم آخوندي، براي امنيت ملي آمريكا بسيارزيان بار بوده است.
البته ما هميشه گفته ايم : بفرماييد هرچه ميخواهيد با اين رژيم مذاكره كنيد. اما امروز كم نيستند كساني كه در آمريكا و اروپا به روشني دريافته اند كه چشم دوختن به ديالوگ با اين رژيم ، اتلاف وقت و در حكم سنگ پختن است . 
مقاومت ايران هرگز از آمريكا و هيچ كشور ديگري نخواسته كه پسران و دخترانش را براي مقابله با ملايان به جنگ بفرستد .
ما فقط مي‌گوييم راهبند تروريستي را برداريد.
ما مي‌گوييم زنجير ليست تروريستي را ازدست و پاي مقاومت مردم ايران براي آزادي باز كنيد .
ما مي‌گوييم پس از پيمودن يك مسير پرخطا و طولاني در جستجوي مدراسيون و اصلاح و استحاله ديكتاتوري ولايت فقيه، وقت آن است كه در طرفي قرار بگيريد كه تاريخ حركت مي‌كند. در طرفي قرار بگيريد كه براي مردم ايران آزادي به ارمغان مي آورد.
و به تجربه دولت انگلستان نگاه كنيد.
 اگر مقاومت و فداكاري براي آزادي عليه فاشيسم ديني برحق و عادلانه است  واگر مسير تاريخ همين است،بايد دو درس بزرگ اين تجربه را فراگرفت :
درس اول : برچسب تروريسم به مقاومت عادلانه در برابر ديكتاتوري و فاشيسم ديني كه براي رأي مردم بهايي قائل نيست و با انتخابات آزاد دشمني مي ورزد  ، افتخاري ندارد و جز ننگ به همراه نمي آورد .
درس دوم : نيروي عدالت و وجدان و سخنگويان آن ،خواه و ناخواه ، پيروز ميشود.
 بله، آزادي دست يافتني است و  ما به مقصد شكوهمند آزادي دست خواهيم يافت.

حضار محترم
در بحبوحه كشتارها و حوادث هولناكي كه همه روزه عراق مجروح را  برهم مي ريزد، دو هفته پيش شاهد شكوفايي يك جنبش سياسي و اجتماعي و فرهنگي چشمگير عليه رژيم آخوندي در اين كشور بوديم كه خود را در بيانيه سه ميليون شيعه شريف عراقي نشان داد.
سه ميليون شيعه دردمند عراقي خواهان توقف دخالتها و جنايتها و طرد رژيم آخوندي از عراق شدند. آنها خواهان توقف ظلم و ستم و رفع محدوديتها از مجاهدين ايران كه اينها هم شيعه هستند، شدند .
خواهان توقف اقداماتي شدند ازقبيل كشتاركارگران اشرف با بمب گذاشتن در اتوبوس شان،
خواهان توقف انفجار ايستگاه آب اشرف شدند كه به 20 هزار تن ازاهالي منطقه در هواي گرم 60 يا 70 درجه آب مي‌داد،
خواهان توقف آدمربايي ازمجاهدين شدند مانند دو مجاهدي كه در بغداد ربوده شدند،
و خواهان توقف حمله موشكي به اشرف شدند مانند آنچه ماه گذشته در 26 مي انجام شد .
آخوندهاي حاكم بر ايران به دروغ ادعا مي‌كنند كه مجاهدين شيعيان عراقي را كشتار كرده‌اند.
حالا،اين 3 ميليون شيعه عراقي هستند كه در بيانية خود تاكيد مي‌كنند:«مجاهدين …به مثابه وزنهي تعادل در مقابل رژيم ايران و سد سديدي دربرابر دخالتهاي رژيم، در كنار مردم عراق ايستادهاند»
از اين بيانيه، رژيم آخوندي در تهران به خود لرزيد. زيرا پايه نفوذ و دخالتها و جنايتهاي خود را در عراق بشدت متزلزل ديد .از اين بهتر نمي‌شد ملاياني را كه به نام ائمه شيعه ارتزاق مي‌كنند، پس راند. رژيم و خط تفرقه اندازي و حربه سازي آخوندي از شيعه يك كلان ضربه استراتژيك دريافت كرد . پيدا بود كه ولي فقيه ارتجاع، بانك خود در عراق را، سوخته مي يابد.
به خصوص كه بانيان اين بيانيه تاريخي ترجيح داده بودند آنرا در شهر اشرف اعلام كنند.
بلافاصله پس از آن حقوق‌بگيران سپاه قدس در عراق، كه حرف آخوندهاي تهران را بازگو مي‌كردند، ميليونها عراقي را به خاطر حمايت از مجاهدين مجرم شمردند. آخوندها چنان برآشفته بودند كه قصد خود براي صدور مجازاتهاي ضدانساني ولايت فقيه به عراق را پنهان نكردند .گوش كنيد. آنها اعلام كرده‌اند:
«هر فرد يا هر حزب و سازمان و مؤسسه اي كه در عراق با سازمان تروريستي مجاهدين خلق همكاري كند، اعم از عراقي يا خارجي مشمول قوانين مبارزه با تروريسم است و به دستگاه قضايي سپرده خواهد شد.»
به اين ترتيب،
 گويا 3 ميليون شيعه عراقي كه اين بيانيه را امضا كرده اند، همه مجرمند
گويا 135 حزب و گروه و انجمني كه بيانيه را پيشنهاد كردند ، مجرمند.
و يا  هر مؤسسه اي كه براي مجاهدين اشرف ،دارو يا غذا و پوشاك تهيه كرده است، جرم مرتكب شده‌ است.
علاوه بر آن نمايندگان شريف و سخنگويان آزاده مردم عراق كه در اينجا هم حضور دارند، مجرم محسوب مي‌شوند.
هم‌چنين مردان شجاع و قهرماني كه در پارلمان عراق گفتند افتخار مي‌كنند كه به هرقيمت در كنار مظلوم بايستند، مجرمند.
حتي پائولو كازاكا هم كه در زمان اعلام بيانيه شيعيان آنجا بود مجرم است و بايد به دستگاه قضاييه سپرده شود ! لرد اسلين و بسياري از وكلا و شخصيتهاي اروپايي يا آمريكايي  و كنگرسمن هايي كه به اشرف رفته اند، آقاي ويدال نايب رئيس پارلمان اروپا هم كه بارها پيامهاي ويدئويي به اشرف داده و لرد كوربت كه پيامهايش را با سلام به اشرف شروع مي‌كند، همه مجرمند!  همسايگان ما در اور هم چند بار به اشرف رفته اند. هموطنانمان را هم من ديده‌ام كه گاه شعار ميدهند ما اشرفي هستيم.! از ريموند تانتر هم همين را شنيدم. پس همه ما به نوعي مجرم هستيم، چون ما همه اشرفي هستيم.
بله ما همه اشرفي هستيم و به اين نشان افتخار مي‌كنيم
طينت فاشيسم مذهبي همين است . همه را جز خودش مجرم مي شناسد و بايد به قضاييه مطلوب او سپرده شوند تا سرهايشان با مته و دريل سوراخ شود و اجساد مثله شده شان به نحوي كه قابل شناسايي نباشد، در گورهاي جمعي انداخته شود . 
اين در حالي است كه كميته  بين المللي حقوقدانان براي دفاع از اشرف در نامه‌هاي رسمي به مقامهاي آمريكايي و عراقي  بارها اعلام كرده است كه مجاهدين و ساكنان اشرف  از حضور در هر دادگاه بين المللي در اروپا يا آمريكاي شمالي براي اين‌كه اتهامات عليه آنها از سوي رژيم ايران و عواملش درعراق بطور كامل، مورد تحقيق قرارگيرد، استقبال مي‌كنند.
كميته بين المللي حقوقدانان مصرانه اعلام كرده است كه كميسيون بين المللي حقيقت ياب را كه يك ارگان معتبر جهاني وابسته به  ملل متحد است، مرجع ذيصلاح براي رسيدگي بي‌طرفانه به هرگونه اتهامي عليه مجاهدين مي شناسد و داوري آن‌را مي پذيرد تا هيچ‌ جايي براي اطلاعات گمراه كننده و كارزار شيطان سازي رژيم ملايان باقي نماند . 
باز برميگردم به 3 ميليون شيعه عراقي و بيانيه آنها :
واكنشهاي هيستريك رژيم ايران و عواملش در عراق قبل از هرچيز اهميت تحولي را كه رخ داده بود، بيان كرد:
بله،
نقطه عطفي در مبارزه عموم مردم عراق براي بيرون راندن فاشيسم ولايت فقيه از كشورشان،
نقطه عطفي در بروز حمايت عراقيان از مجاهدين به مثابه سد سديدي در برابر فاشيسم ديني تحت نام اسلام
و نقطه عطفي براي زدودن لكه سياه خميني گرايي از سيماي شيعه و اسلام حقيقي
رژيم ولايت فقيه كه در ايران به بن بست رسيده‌ است، مي‌خواست با سلطه بر عراق راهي براي ادامه بقاي خود پيدا كند.
ولي حالا روزي را مي‌بينيم كه ديوار سياست دخالت و تروريزم در عراق بر سر تماميت رژيم فرو ميريزد .
و روزي را مي‌بينيم كه ريزش و از هم‌گسستگي جبهه آخوندها در عراق، مقر ولايت فقيه در تهران را از هم مي‌پاشد.

دوستان عزيز
وقتي دادگاه انگلستان برچسب تروريسم عليه مجاهدين را لغو كرد، شهر اشرف هدف حمله موشكي ملايان قرار گرفت. حالا كه شيعيان عراقي عليه اين رژيم بپاخاسته اند، باز هم اشرف هدف انتقام جويي است.
زيرا اشرف قله مقاومتي است كه دامنه‌ها و كوه‌پايه‌هايش در تمام ايران است.
و اين اشرف است كه در اعتراضهاي بي‌وقفه جوانان ايران و قيامهاي كارگران و اعتصابهاي دانشجويان جاري است.
بله، صداي شهر اشرف در گوش جان مردم ايران طنين آزادي است و در گوش آخوندهاي حاكم ناقوس انقراض حتمي.
سلام بر قهرمانان شهر اشرف و به قول مسعود « خوشا ساكنان پاكترين شهر جهان و آيات صبر جميل و ظفر محتوم».

حضار محترم،
امروز مردم ايران و مردم تمام كشورهايي كه هدف تروريسم و بنيادگرايي قرار دارند، از سياست كشورهاي غرب كه مشوق فاشيسم مذهبي است، رنج مي‌برند. سياست آنها، به قول دادگاه‌هاي انگلستان، غيرعقلاني و به دليل ضـربه زدن به صلح و امنيت جهان خيانت آميز است.
به پرونده اتمي نگاه كنيد،
مقاومت ايران در تابستان 2002 سايتهاي اتمي رژيم را افشا كرد
در شش سال گذشته اين جنبش، با دست كم 80 بار افشاگري، درباره اجزاء مختلف برنامه بمب سازي رژيم، مهمترين عامل بيداري جهان نسبت به خطر اتمي فاشيسم مذهبي بوده است.
اما دولتهاي غرب، جز وقت كشي براي جهان و جز وقت خريدن براي آخوندها كاري نكرده‌اند.
بله چهار سال مذاكره، دو سال سياست تشويقي و در مجموع شش سال عقب‌نشيني پي‌درپي:
ـ وقتي كه آخوندها لاك و مهر تأسيسات اتمي را خودسرانه شكستند و غني سازي اورانيوم را از سرگرفتند، دولتهاي غرب به سياست بسته تشويقي عقب نشستند.
ـ  وقتي رژيم زير بار تعليق دائمي نرفت، دولتهاي پنج به علاوه يك، به تعليق در دوران مذاكره عقب نشستند.
ـ وقتي آخوندها همين را هم نپذيرفتند، دولتهاي غرب به اين راضي شدند كه رژيم فقط تظاهر به تعليق كند.
ـ  در قدم بعد، دولتهاي پنج به علاوه يك، از تعليق به درخواست افزايش ندادن سانتريفوژها عقب نشستند.اين مضمون پيشنهاد دو هفته پيش آقاي سولانا در تهران است.
ـ يك زمان تأكيد مي‌كردند كه حاضر به دادن تضمين‌هاي امنيتي به رژيم ايران نيستند، اما بعداً از اين شرط هم عقب‌نشيني كردند.
طنز دوران اين است كه ماشين پاسدار احمدي نژاد دنده و ترمز ندارد ولي ماشين اين آقايان جز دندة عقب چيز ديگري ندارد!
ـ در قطعنامه‌هايي كه در شوراي امنيت تصويب مي‌كنند، براي رژيم مهلت 2 يا سه ماهه قائل مي‌شوند اما خودشان از اين قطعنامه تا آن قطعنامه يك سال درجا مي‌زنند.
ـ در تمام اين سالها، كشورهاي غربي به خواسته آخوندها براي سركوب مجاهدين تمكين كرده‌اند. درخواستي كه به گفته ديپلماتهاي درگير اين مذاكرات، پيوسته در صدر اولويتهاي رژيم بوده است.
ـ و سرانجام پس از طي كردن راه طولاني مذاكره و تشويق، آن قدر به فريبكاري و مخفي‌كاري آخوندها ميدان دادند كه يك باره در آمريكا كشف كردند كه آخوندها كار توليد سلاح اتمي را از پنج سال پيش متوقف كرده‌اند.
راستي اين گزارش تحقيقاتي بود يا شعبده‌‌بازي و مارگيري؟
اين تشويق ها و امتيازها آن قدر آخوندها را جري كرده است كه سه روز پيش پاسدار لاريجاني رئيس مجلس ارتجاع به ‌طور تلويحي تهديد كرد كه رژيمش سراغ بمب اتمي خواهد رفت.  او گفت اگر غرب با رژيم آخوندي تعامل نكند ممكن است در مقابل عمل انجام شده قرار بگيرد. البرادعي اوائل همين ماه پيام حكام ايران را بازتاب كرده بود كه اگر باندازه كافي مشوق دريافت نكنند مي‌توانند در آينده نزديك بمب اتمي بسازند. 
و راستي اين چه سري است كه هرقدر مشوقها را چرب‌تر مي‌كنند، ولع آخوندها براي ساختن بمب بيشتر مي‌شود؟
داستان موش و گربه را كه شش قرن پيش عبيد زاكاني سروده است،حتما شنيده‌ايد. موشها تصميم گرفتند براي تغيير رفتار گربه وحشي، بسته‌هاي تشويقي به آن اهدا كنند.
هفت موش گزيده برجستند    هر يكي كدخدا و دهقانا
برگرفتند بهر گربه ز مهر    هر يكي تحفه‌هاي الوانا
بقيه داستان را حتماً مي‌دانيد، گربه كه قبلا سالي يك موش مي‌گرفت، با ديدن تحفه‌هاي الوان جري تر شد.
سالي يك دانه مي‌گرفت از ما     حرصش اكنون شده فراوانا
اين زمان پنج پنج مي‌گيرد،       چون شده تائب و مسلمانا
بله كسي فكر نكند كه بسته‌هاي تشويقي ابتكار جديدي است.! ! !

استراتژي بسته تشويقي، در عراق هم كاركرد خونباري داشته است.
ابتدا با واسطه‌گري آقاي جك استرا پايگاههاي اپوزيسيون ايران در عراق بمباران شد .بعد مرزهاي عراق در مقابل رژيم بازو بي دفاع رها شد.
در قدم بعد رژيم آخوندي زن و مرد و كودك عراقي را با بمبهاي ارسالي خود به خاك و خون كشيد و كشور را ويران كرد. حتي به مساجد و عتبات نيز رحم نكرد. اما مقامها از گفتن اين واقعيت ساده، كه همه اين انفجارها و كشتارها به دستور رژيم ايران و ولايت فقيه انجام مي‌شود، پرهيز كردند.
وقتي كه به لبنان، به فلسطين و افغانستان نگاه مي كنيد. همه جا اين سياست مشوق و مماشات است كه براي نفوذ و دخالت رژيم آخوندها راه باز كرده است.
اين شقاوتها را  آخوندها براي پوشاندن ضعف مفرط حكومت خود در برابر مردم ايران تبليغ مي‌كنند. آنها با وقاحت مي‌گويند ما خاورميانه را اسلامي كرده ايم و آنرا عمق استراتژيكي خود قرار داده ايم .
اما، چه كسي نمي‌داند كه يكه‌تازي خامنه‌اي و احمدي‌نژاد، بر روي قطار استمالت، در شكاف ضعف و ذلت امكان‌پذير شده است.
بله، شيطان بنيادگرايي بر دوش اصحاب مماشات به اين سو و آن سوي جهان گسترش يافت.
و شگفتا كه برخي هنوز درنيافته اندكه فاشيسم مذهبي از تغيير رفتار عاجز است. زيرا به صورت بلافصل به سرنگوني آن مي‌انجامد.

آنها به زعم خود امروز  قيمت كمتري، مي پردازند اما جنگ و فاجعه را به جهان تحميل مي كنند.
به آنها مي‌گوييم به جاي مماشات، قاطعيت بخرج دهيد. مقاومت براي سرنگوني آن را برسميت بشناسيد، در اين صورت تغيير در دسترس است و خطر جنگ كنار خواهد رفت. اين براي خودتان هم بهتر است.
ما مي‌گوييم بيهوده به ادامه حاكميت اين رژيم فرتوت، دل نبنديد.
ما ‌مي‌گوييم به تلاش بيهوده براي ناديده گرفتن مقاومت مردم ايران ادامه ندهيد.
اين مقاومت را نمي توان مرعوب كرد. و مرعوب نخواهد شد.
ما صداي بي‌صدايان ايرانيم. صداي آنها كه مي‌خواهند نمايندگان اميدها و آمال و آرزوهايشان باشيم.
اين صدا را نمي‌توان خاموش كرد.
بگذاريد به كساني كه معامله و مماشات با همين رژيم را پذيرفته اند، يا از تغيير آن مي‌ترسند و نگرانند، خاطرنشان كنم كه:
شما گرفتار چهار فقره اشتباه محاسبه اساسي هستيد:
اول اين كه توهم پراكني آخوندهاي حاكم را باور كرده‌ايد. آنها تروريزم و شقاوت خود را نشانه قدرت رژيم فرتوتشان جا مي‌زنند و شما مرعوب آن شده‌ايد.
دومين اشتباه بزرگ شما اين است كه از شدت تنفر مردم ايران نسبت به رژيم حاكم دركي نداريد يا عمداً آنرا پنهان ميكنيد.
لابي‌هاي رژيم تبليغ مي‌كنند كه در برابر قاطعيت جامعه جهاني نظير تحريمهاي بين‌المللي، مردم به طرفداري از آخوندها بلند مي‌شوند.  شما همين اباطيل را تكرار مي‌كنيد.
آيا نمي‌دانيد كه مردم ايران بيش از هر چيز، از چپاولگران حاكم، و از اين شلاق بدستان و برپاكنندگان جراثقالهاي اعد‌ام در عذابند؟
آيا نمي دانيد يا نمي خواهيد بدانيد؟
اما سومين اشتباه بزرگ، ناديده گرفتن ظرفيت انفجاري جامعه ايران است.
رژيم و مبلغان آن مي‌خواهند عطش سوزان مردم ايران براي تغيير دمكراتيك را بپوشانند. آنها مي‌خواهند جنبش بين المللي براي صلح را بسود صلح و استمالت با فاشيسم مذهبي به خدمت بگيرند. و شما همين را تائيد مي كنيد.
چهارمين اشتباه بزرگ ، ناديده گرفتن راه حل واقعي مسأله ايران است.
آخوندها با شيطان سازي عليه اين مقاومت سعي مي‌كنند اعتبار و مشروعيت آن و ريشه‌هاي عميقش در جامعه را وارونه جلوه دهند. انگار نيرويي كه قادر به سرنگوني آخوندها باشد، در كار نيست.
اگرچه بحران ايران معضل بزرگي است، اما دستي هست كه اين گره را باز مي‌كند و آن مقاومت ايران است.
اين مقاومتي است كه موتور حركتهاي اجتماعي و جنبشهاي بزرگ مردم ايران را روشن مي‌كند.
اين مقاومتي است كه به اعتبار همين مجاهدين ، آنتي تز فاشيسم تحت نام اسلام و شيعه محسوب ميشود و در سه دهه گذشته پايه‌هاي به اصطلاح اسلامي رژيم حاكم را در انظار مردم ايران از بين برده است و دجاليت آن را افشا كرده است.
اين مقاومتي است كه پرچمدار گزينه سوم است و با رزم و جانفشاني اعضا و هواداران خود، راه حل سوم را به پيروزي مي‌رساند.
اين مقاومتي است برخوردار از رهبري مسعود  كه آرمان آزادي مردم ايران را در جنبشي ريشه‌دار و پرتوان متبلور كرده و آن را در طوفانها و ابتلائات قوام و دوام بخشيده است.
از دل شر كثير و متراكم، خير عظيم بيرون مي‌كشد، در بغرنج‌ترين شرائط در سه دهه گذشته، يك مشي اصولي را پيش برده است. و با شكيبايي و رنج بسيار و با سنگين‌ترين بهاي ممكن، افق پيروزي را براي ما پديدار كرده است.
آري،در يأس آسمانها، اميد ستارگان را تابانده است.


هم‌ميهنان
از سه سال پيش رژيم ولايت فقيه با روي كار آوردن احمدي نژاد اختناق و حلق آويز و دست و پا بريدن را به طور بي‌سابقه شدت بخشيده است. زندگي و روح و روان هموطنان ما شب و روز با دستگيري‌هاي كور و اعدام و شلاق درهم‌كوبيده مي‌شود.
با وجود اينهمه شلاق و شكنجه، هيچ دوره‌يي، جامعه ايران اين چنين در حال غليان و اعتراض نبوده است. در سه سال گذشته به طور متوسط هر سال بيش از 4700 حركت اعتراضي صورت گرفته است.
از اين جا به همه قيامهاي ستايش انگيز و به شهيدان و به زندانيانش در شهرها و مناطق مختلف ايران  درود مي‌فرستيم.
در سه سال گذشته شمار تظاهركنندگان كه در خيابانها به شهادت رسيده‌اند و شمار مخالفان سياسي كه حلق آويز شده‌اند در مجموع دست كم 200 نفر است.
آنها هر نوجوان و جوان عاصي را رزمنده صحنه‌هاي نبرد و قيام براي سرنگوني رژيمشان مي‌بينند.
در سال گذشته، حدود 300 نفر قرباني قتلهاي خودسرانه خياباني توسط مأموران انتظامي شده‌‌اند.
شمار كساني كه به خاطر «اقدام عليه امنيت عمومي» در زندان هستند، به گفته مقامهاي رژيم «بين ده الي پانزده هزار نفر» است. و تعداد بازداشتگاههاي مخفي بيش از صد مورد است.
بله، هزاران زندان، هزاران شكنجه‌گاه و هزاران مركز اعدام، براي حفط قدرت بهر قيمت.
هفته پيش آخوند دري نجف آبادي دادستان كل آخوندها اذعان كرد : «کشور در معرض طوفان هاي خطرناک بين المللي است». او «به مرزهاي بسيار طولاني در شرق و غرب کشور» اشاره كرد و گفت:«‌مسوولان کشور بايد با تدبير از بروز حوادث و نگراني هاي اجتماعي پيشگيري کنند»چرا كه «دشمنان جمهوري اسلامي نمي خواهند که ايران اسلامي از امنيت برخوردار باشد».
ولي ما به دژخيمان حاكم  مي‌گوييم: منتظر باشيد !
حكم تاريخ و اراده رزمنده مردم ايران از هر بند و زندان و از هر ديوار و حصاري عبور مي‌كند و بر شما بسرعت، فرود خواهد آمد.

هم‌ميهنان عزيز
آخوندها در موقعيت سرنگوني قرار گرفته‌اند و فاقد هرگونه مشروعيت سياسي و مذهبي هستند. و در محاصره خشم مردمند.
آنها امروز به يك اقليت ناچيز تكيه دارند.
در نمايش انتخابات مجلس، برطبق آمارخود رژيم، آراي بالاترين نفراتي كه از شهرهاي بزرگ به مجلس راه يافته اند، فقط 6 تا 14 درصد بود.اما پايگاه واقعي رژيم، همان چيزي است كه در سپاه پاسداران و بسيج و اطلاعات بدنامش گردآورده است. اين ميزان به زحمت 3 درصد كل جامعه ايران را تشكيل مي‌دهد.
 اين تمام واقعيت رژيم ولايت فقيه است: يك اقليت 3درصدي !
به آخوندهاي حاكم مي‌گوييم: مگر ادعا نمي‌كنيد كه رژيمتان پشتوانه مردمي دارد؟ پس چرا انتخابات آزاد را رد كرديد؟ حالا هم يك روز ـ و فقط يك روزـ  شلاق را زمين بگذاريد و جراثقالهاي اعدام را برچينيد، تا معلوم شود در برابر قيام مردم به جان آمده چقدر دوام خواهيد آورد. مطمئناً، در برابر سيلاب خشم مردم، پاسدارانتان به سرعت متواري خواهند شد. حتي كمتر از چند ساعتي كه نيروهاي ارتش رضا شاه با تغيير لباس پا به فرار گذاشتند.

دوران پاياني رژيم را در بحران اقتصادي كنوني هم مي‌توان ديد.
امسال از 100 ميليارد دلار بودجه عمومي، حدود 13 ميليارد دلار صرف امور نظامي و 4 ميليارد دلار صرف امور امنيتي و تروريزم مي‌شود.
در بودجه سال جاري يك رقم 33 ميليارد دلاري تحت عنوان بودجه متفرقه در اختيار كابينه احمدي‌نژاد گذاشته شده است. يعني سالانه يك سوم بودجه عمومي صرف امور پنهاني مي‌شود 
به گفته يك نماينده سابق مجلس رژيم از درآمد سه سال اخير مبلغ 63 ميليارد دلار گم شده و معلوم نيست كجا رفته است؟
 از سال 85 تا به حال 32 هزار ميليارد تومان از درآمدهاي نفتي وارد خزانه نشده است.
نتيجه اين وضعيت سقوط همه بخشهاي صنعتي و كشاورزي و خدماتي است. وزير نفت كابينه احمدي نژاد گفته است: شرائط امروز صنعت نفت ايران شبيه وضع ارتش شاه در سال 57 است.
تورم بيداد مي كند. نان از سال گذشته تا امروز دو برابر گرانتر شده است. بهاي برنج سه برابر افزايش يافته است. 120 شهر و شش هزار روستا با مشكل آب آشاميدني مواجهند. كارگران فوج فوج اخراج مي‌شوند، زنان  ستمزده پي‌درپي به خودسوزي و خودكشي رو مي‌آورند، شش ميليون نفر هر شب گرسنه سربربالين مي‌گذارند. و 60 ميليون زير خط فقرند.
بحران وخيم اقتصادي، در عين حال تهديد بزرگي عليه موجوديت رژيم است.
ده ميليون بيكار، هشت ميليون نفر ساكنان حومه‌هاي شهرهاي بزرگ و ميليونها جوان عاصي همه نيروهاي نبردي هستند كه اين رژيم را به زير خواهد كشيد.

هم‌ميهنان
آخوندهاي حاكم نعره مي‌زنند كه ولايت مطلقه فقيه را تا ابد حفظ خواهند كرد.
مماشات‌گران به ما مي‌گويند آزادي، رويايي است كه بايد فراموشش كنيد.
مبلغان رژيم مي‌گويند مردم پاي خود را قلم مي‌كنند كه دوباره براي تغيير رژيم برخيزند.
آنها به طعنه به ما مي‌گويند فداكاري و آزادي‌خواهي عتيقه‌هايي است كه به تاريخ پيوسته است.
و مي‌گويند آن «فرو ريخته گلهاي پريشان در باد»، به عبث خود را فدا كردند.
ولي ما مي‌گوييم شور و نيرويي هست در دل جامعه و تاريخ ايران و عطش سوزاني در وجود سركوب شدگان كه جهان بيني ذلت و تسليم با آن بيگانه است.
 اين طغيان انرژي‌هاي حبس شده و آرزوهاي به بند كشيده شده است. و اين عشق سركش به آزادي است كه همچون سيلابي خروشان همه بندها را خواهد گسست
ما يقين داريم به تولد بزرگي كه هيچ نيرويي در جهان نمي‌تواند مانع آن شود.
آري
خورشيدي در حال تولد است
آسماني كه آهسته آهسته روشن مي‌شود
و آفتابي كه از آزادي سخن گفت،
 سر مي‌زند.
روزي مي‌آيد كه هر ايراني از حق زندگي حق آزادي و حق امنيت برخوردار است  و همه مردم در برابر قانون برابرند.
روزي مي‌آيد كه سپيده دم فرح بخش آزادي، زندگي مردم ايران را فرا خواهد گرفت. آزادي بيان، آزادي عقيده، آزادي مذهب، آزادي مطبوعات، و آزادي پوشش
روزي مي‌آيد كه زندگي در  جهنم ولايت فقيه، جاي خود را به زندگي در يك جامعه دمكراتيك خواهد داد. تا هر كس حق داشته باشد در تصميم‌گيري بر سر مهمترين امور سياسي جامعه خود شركت كند و حق تغيير حكومت براي مردم محترم باشد.
روزي مي‌آيد كه به جاي اين برهوت سوخته ، صد گل در هر جاي ايران بشكفد. با آزادي هر عقيده، هر حزب و اجتماع و هر تشكل و سنديكا.
روزي مي‌آيد كه در آن جراثقالهاي اعدام و اتاقهاي شكنجه و تعزير فقط نام‌هاي وحشت‌آوري در افسانه‌هاست
روزي مي‌آيد كه دره هولناك تنگ نظري جاي خود را به دشت سپيد مدارا و بردباري مي‌دهد، هيچ ديني داراي حق و امتياز ويژه‌يي نيست و هيچ كس به خاطر اعتقاد يا عدم اعتقاد به ديني از حقوق خود محروم نمي‌شود و دين و مذهب از دولت جداست.
روزي مي‌آيد كه ظلمت سراي سركوب و تبعيض عليه زن ايراني فرو مي‌ريزد و برابري زن و مرد، جامعه ايران را به دنياي نويني رهنمون مي‌كند.
و آن روز چه بسيار نزديك است.
پس
«به نام سعادت ملت ايران و به منظور كمك به تأمين صلح جهاني...»
و براي تحقق آرمان سي خرداد و فروغ جاويدان
همگان را به گسترش مبارزه براي سرنگوني فاشيسم مذهبي فرا مي‌خوانم.
پرتو سپيده دم در مقابل ديدگان ماست.
ما به سوي قله هاي پيروزي پيش مي‌رويم
به سوي سرزمينم ايران.
و اين صداي مردم ايران است:
 « آخوندها بايد بروند».
بايد بروند
بايد بروند