سخنراني در پارلمان آلمان

04 آذر 1387

نمايندگان محترم
خانم‌ها، آقايان
از حضور در بوندستاگ، خانه دمكراسي آلمان، و ديدار با شما خوشوقتم.
از جانب مردم و مقاومت ايران به مردم آلمان درود مي‌فرستم.
هم‌چنين از ابتكار شجاعانه 150 تن از اعضاي پارلمان فدرال شامل روساي 9 كميسيون در ارائه بيانيه حمايت از مقاومت ايران، صميمانه قدرداني مي‌كنم.
اين بيانيه، يك جمع‌بندي كوتاه و در عين حال عميق از وضعيت كنوني است و در مورد بحران ايران راه حلي مسئولانه ارائه مي‌كند.
توجه اكيد پارلمانترهاي آلماني به وضعيت شهر اشرف، گوياي يك احساس مسئوليت تحسين برانگيز در قبال يك مسأله حقوق بشري عاجل است.
ملايان دو سال است كه قطعنامه‌هاي شوراي امنيت را مسخره مي‌كنند. و به مداخلات تروريستي و بنيادگرايانه و دشمني با صلح در منطقه ادامه مي‌دهند.
در اين شرايط برخي تصور مي‌كنند كه ديگر راهي وجود ندارد، بجز مماشات اما منتخبان آلمان يك راه حل ايراني ارائه مي‌كنند. راه حلي كه به انتخاب مردم ايران و به مقاومت در برابر فاشيسم مذهبي احترام مي‌گذارد. راه حلي كه بر تغيير در ايران براي حل بحران تأكيد دارد.


عده‌يي فريبكاري‌ رژيم در مورد ثبات موهومش را باور كرده‌اند. بر اين اساس،آنها امكان تغيير دمكراتيك در ايران را زير سئوال مي‌برند. بخاطر داريم سي سال پيش نيز تحليلهاي رسمي در آمريكا، ديكتاتوري شاه را يك جزيره ثبات توصيف مي‌كرد، اما يكسال بعد اثري از آن حكومت باقي نماند.
مردم ايران ، كساني را كه باعث بقاي ديكتاتوري حاكم شدند، فراموش نمي‌كنند. هم‌چنين از ياد نخواهند برد كساني را كه با آنها دوستي كردند.

دوستان گرامي
من از سوي جنبشي با شما سخن مي‌گويم كه سه دهه است با  بنيادگرايي اسلامي مبارزه مي‌كند. مبارزه براي دمكراسي و براي برابري زن و مرد. حاصل آن، يك جنبش پيشتاز برابري است. با تربيت نسلي از زنان رهبري كننده در همه سطوح مقاومت و با تربيت نسلي از مردان معتقد به آرمان برابري.
آري برابري، اين است شاخص دمكراسي، شاخص پيشرفت واقعي جامعه و كليد مبارزه با بنيادگرايي و فاشيسم مذهبي
در دهه 1930 غرب بر سركوب دمكراسي در آلمان توسط نازيسم چشم فرو بست. عده‌يي مي‌گفتند براي مخالفت با جنگ، مماشات با هيتلر لازم است. مذاكرات مونيخ و امتياز ننگين چمبرلين به هيتلر را به ياد بياوريد. آنها به ماشين جنگ نازي‌ها سوخت رساندند. در دو دهه گذشته نيز مماشات با ملايان به جنگ و تروريسم و برنامه اتمي ملايان سوخت رساند. اين سياست، بنيادگرايي را تقويت كرد. بنيادگريي اكنون در افغانستان و عراق روزانه دهها نفر را به كام مرگ مي‌كشاند، تروريسم خود را به لبنان و فلسطين صادر كرده‌ است، و با تهديد به محو اسراييل يك جنگ بزرگ را تدارك مي‌بيند.

نمايندگان محترم؛
پروژه ما براي ايران، دمكراسي است.
پروژه‌يي براساس كثرت‌گرايي وجدايي دين و دولت،
پروژه‌يي بر اساس  برابري زن و مرد و به طور خاص مشاركت فعال و برابر زنان در رهبري سياسي كه تضمين دمكراسي در ايران فرداست،
و پروژه‌يي بر اساس  حقوق بشر كه در آن از جمله حكم اعدام لغو مي‌شود.
براي اين هدف، جنبش مقاومت بيشترين دمكراسي را در درون خود برقرار كرده است.
پارلمان اين مقاومت، شوراي ملي مقاومت ايران، اقشار مختلف جامعه ايران را نمايندگي مي‌كند هم‌چنين احزاب و مذاهب مختلف
در اين شورا  اصل بر تفاهم و بردباري و همزيستي و شنيدن يكديگر است.
به عنوان مثال مجاهدين بزرگترين نيروي سياسي جامعه ايران ، هنگام تصميم‌گيريها از حق رأي  متساوي با ساير اعضا برخوردارند.
در اجلاس سال 2005 پارلمان اروپا، من اعلام كردم كه آزادي براي ما فقط يك برنامه سياسي نيست. بلكه آرماني است كه 120 هزار تن از اعضا و هواداران ما جان خود را براي آن دادند.
پايبندي عميق به دمكراسي مهمترين عامل بقاي اين جنبش در برابر استبداد وحشي حاكم است.
اين مقاومت متعهد است كه حداكثر شش ماه پس از سرنگوني ملايان ، انتخابات آزاد براي مجلس مؤسسان و قانونگزاري برگزار كند. سپس اداره كشور به منتخبان مردم ايران واگذار مي‌شود.
اين مقاومت كليد بحران ايران است.
مردم و مقاومت ايران قادرند تغيير دمكراتيك را عملي سازند.
زيرا اين مقاومت از يك پايگاه گسترده در جامعه ايران برخوردار است. شبكه اجتماعي مقاومت هر سال تعداد زيادي از تظاهرات دانشجويان، معلمان و كارگران را سازمان مي‌دهد. ملاها با خشن‌ترين سركوبگري‌ها نتوانسته‌اند اين مقاومت را از بين ببرند.

نمايندگان محترم؛
من مي خواهم همچنين با شما از موانع و مشكلاتي كه براي برقراري آزادي در ميهنم با آن مواجه هستيم صحبت كنم.
برچسب ناعادلانه تروريسم به نيروي محوري مقاومت بخش اعظم پتانسيل تغيير دمكراتيك را بلوكه كرده است.
دادگاههاي ذيصلاح در اروپا در دو سال گذشته پنج بار حكم به ابطال اين برچسب داده‌اند.
پارلمانهاي اروپايي در 16 قطعنامه و بيانيه شورا را به خاتمه قانون شكني فراخوانده‌اند.
بله، رويارويي تصميم‌هاي پشت پرده با عدالت
تقابل قوه مجريه با قوه مقننه
اين آشكارا به معني نامشروع شدن تصميم شوراي وزيران است.
اين شكافي است به سود ملايان و حفظ فاشيسم مذهبي در ايران.
از اين بي‌عدالتي، نه فقط مردم ايران بلكه همه جهان ضرر كرده است. زيرا، مهمترين اهرم تغيير در ايران را بلوكه كرده است.
تا وقتي اين نام‌گذاري هست، ملايان به هيچ كدام از هشدارهاي جامعه جهاني در مورد برنامه اتمي اعتنا نمي‌كنند.
وقت آن است كه دولت آلمان رهبري تصحيح اين سياست اشتباه را در دست بگيرد.
بايد تأكيد كنم برچسب تروريسم با هيچ معياري شايسته مجاهدين نيست. بهترين شاخص نفي تروريسم، پايبندي به انتخابات آزاد است. اين مقاومت پيوسته تروريسم و خشونت را محكوم كرده و مي‌كند.  اين مقاومت از ربع قرن پيش بارها براي برگزاري يك انتخابات آزاد فراخوان داده است. خود من در سال 2003 خواهان برگزاري رفراندم عمومي تحت نظر ملل متحد شدم.
ملايان همه اين درخواستها را با اعدام و شكنجه بيشتر پاسخ دادند.
دولتهاي غربي نه تنها چشم خود را بر روي اين جنايت ها بستند بلكه با نگهداري مجاهدين در ليست عملا به رژيم براي صدور بيشتر بنيادگرايي و تروريسم به منطقه و بدست آوردن بمب كمك كردند.
يك روز آنها بايد به مردم خود پاسخ بدهند.

دوستان عزيز؛
نام‌گذاري ناعادلانه، يك نتيجه فاجعه بار ديگر نيز با خود به همراه دارد. آن هم وضعيت مخاطره آميز 3500 عضو سازمان مجاهدين مستقر در شهر اشرف است. شهر اشرف، در داخل عراق در هفتاد كيلومتري مرز ايران قرار دارد. اشرف الهام بخش مبارزه مردم ايران به ويژه جوانان و زنان براي كسب آزادي است. اشرف سد استواري در برابر پيشروي بنيادگرايي هدايت شده از تهران است. ساكنان اشرف از 22 سال پيش بطور قانوني در عراق سكونت دارند. آنها از سال 2003 تحت حفاظت نيروي چند مليتي قرار دارند. 
ملايان حاكم بر ايران با توجه به نفوذ گسترده در عراق سالهاست در صدد نابود كردن ساكنان اشرف و استرداد يا اخراج آنها از عراقند. بهانه آنها وجود نام مجاهدين در ليست تروريستي است. در ماههاي اخير، ملايان تلاش مي‌كنند. حفاظت اشرف از  نيروي چند مليتي به عراق منتقل شود. اين معنايي جز تدارك يك فاجعه انساني ندارد.
سازمانهاي بين‌المللي ذيربط بر حقوق ساكنان اشرف تأكيد كرده‌اند. در اوايل ماه اكتبر، مجمع پارلماني شوراي اروپا در بيانيه‌يي اعلام كرد:« «انتقال حفاظت اشرف تحت شرايط كنوني ناقض اصل نان رفولمان، كنوانسيون چهارم ژنو، كنوانسيون پناهندگي،كنوانسيون عليه شكنجه، قانون انساندوستانه بين المللي، و قوانين بين المللي است».
من همه جهان را به حمايت از هزاران عضو اپوزيسيون ايران فرا مي خوانم. آنها جانشان توسط ملايان تهديد مي‌شود.

دوستان عزيز؛
در روزهاي آخر ماه گذشته، يك عضو مجاهدين، به نام عبدالرضا رجبي، پس از هفت سال اسارت در زندان، بر اثر شكنجه در زندان به قتل رسيد. قتل اعضاي مقاومت در زندانها بارها اتفاق افتاده است.
سمپاتيزانهايي كه به خاطر سازمان دادن تظاهرات ضددولتي دستگير شده‌اند، به شدت تحت شكنجه هستند.
ملايان به قتل عام هولناك سي هزار زنداني سياسي دست زده‌اند. آن هم فقط ظرف چند ماه.
آيا ميدانيد چرا احمدي نژاد هولاكاست را انكار ميكند؟
چون اين رژيم چندين  قتل عام در پرونده خود دارد.
زندانهاي مخوفي همچون اوين، گوهردشت، ديزل آباد، دستگرد و عادل آباد.
براي ما روشن است كسي كه هولاكاست را نفي ميكند، خود را در كنار جنايتكاران اين فاجعه هولناك قرار ميدهد. و جهان بايد نسبت به عواقب اين طرز تفكر خطرناك آنهم از جانب رژيمي كه بي اعتنا به واكنشهاي جهاني، در پي آمادهسازي بمب اتم است، بشدت نگران باشد.


من مطئنم كه مردم آلمان به خاطر تجربه تلخ نازي، درد مردم ايران را به خوبي حس مي‌كنند.
شما معناي كابوس هولناكي را كه سي سال است بر ايران حاكم است، به خوبي درك مي‌كنيد.
زيرا نظير آن را تحمل كرده‌ايد.
به همين دليل انتظار مردم و مقاومت ايران اين است كه به ياريشان برخيزيد.

من با نظر خانم مركل صدراعظم آلمان موافقم كه با اشاره به اظهارات احمدي نژاد، گفته است: « در سال 1933 نيز شعارهاي نازي‌ها به عنوان حرفهاي بي‌اهميت جلوه داده شد، آلمان از تاريخ خود آموخته و مؤظف است كه با آنچه در شرف آغاز است، مقابله كند».
دوستان عزيز؛
برخلاف تلاش ملايان براي پوشاندن ضعف مفرط خود، آنها بيش از آن كه غرب به معامله اقتصادي با ايران نياز داشته باشند، به آن نيازمندند. ما به سوابق و ماهيت اين  رژيم به خوبي اشراف داريم. آنها با زبان  قاطعيت را به  خوبي مي‌شناسند.
واقعيت اين است كه مقابله با  فاشيسم مذهبي، مسئوليتي  است كه آلمان و ساير قدرتهاي غرب بايد نسبت به آن متعهد باشند.
زمان آن است كه به سياستي كه فاجعه به بار آورده است، خاتمه داده شود.
اين تغيير لزوماً از تصحيح بزرگترين اشتباه غرب يعني ناديده گرفتن مردم و مقاومت ايران و ابطال برچسب غيرقانوني تروريسم مي‌‌گذرد.
زمان آن است كه دولت آلمان شوراي ملي مقاومت را به رسميت بشناسد.
مردم ايران شايسته كسب آزادي و دمكراسي اند.
 آنها از شما مي‌خواهند كه به ياريشان برخيزيد.
از همه شما متشكرم