استقبال از پاتريك كندي در اورسور اواز

27 مرداد 1391

در جريان ديدار آقاي پاتريك كندي، از اورسوراواز مريم رجوي خطاب به ايشان گفت: آقاي نماينده پاتريك كندي،  به شما خوش آمد مي‌گويم. اين خوش آمد از طرف اعضاي مقاومت و بطور خاص  ساكنان اشرف و ليبرتي است.
آنها به شما سلام مي‌كنند،  شما را در كنار خود احساس مي‌كنند و افتخار مي‌كنند كه از دوستي شما برخوردارند. مي‌دانيد كه مقاومت ايران تحت شديدترين سركوب‌ها از جانب ملاها قرار دارد.
ساكنان اشرف و ليبرتي فقط با فشارهاي ضدانساني، با از دست رفتن جان‌هايشان بر اثر حملات دولت عراق يا سركوب آزادي‌‌شان مواجه نيستند.آنها هم‌چنين با كمپين دروغ‌پراكني و شيطان سازي روبه‌رو هستند.

در ليست قرار گرفتن يك ظلم آشكار به مجاهدين است. نقض عهد دولت آمريكا در مورد حفاظت اشرفي‌ها هم  ظلم ديگري است. و نهايتا فشارهاي دولت آمريكا براي تخليه اشرف بدون تأمين حداقل حقوق انساني اشرفي‌ها ظلم ديگري است.
اما اين چيزي نيست كه براي مردم ايران معرف آمريكا باشد. حقيقت اين است كه زير همه اين فشارها، دوستي انسانهاي با احساس و با پرنسيپي مثل آقاي كندي، مقاومت ما را پشتگرم و قوي نگهداشته است.
شما اثبات كرديد كه سياست را مي‌توان با اخلاق و شرافت در هم‌آميخت.
ما به آينده اميدواريم، ما به آزادي و پيروزي آزادي اعتقاد داريم. آينده نشان خواهد داد كه ما در مسير درستي بوده ايم و پيروز خواهيم شد.
از حضورتان امروز بسيار متشكرم.

آقاي پاتريك كندي، ضمن تشكر گفت:
خانم رجوي يکبار ديگر متشکرم و از همه شما که متعهد به مبارزه براي يک ايران آزاد هستيد متشکرم. من ديشب بعد از افطار (چهارم اوت در پاريس)به همسرم و دو فرزندم تلفن کردم و به آنها گفتم که يک روزي خانم رجوي، ما خواهيم توانست به شما و همه آنهايي که مبارزه مي کنند بپيونديم که براي يک افطار ديگر در يک ايران آزاد با هم باشيم.
...تعهد شما به شهدايتان، به رسميت شناختن اين است که آنها در قلوب شما زنده اند و در آرمان آزادي زندهاند و اين چيزي است که فراتر ازهرچيز جاودانه است ،چون وقتي كه تاريخ، مبارزه مردم ايران براي آزادي را ثبت مي کند، و کتاب بزرگ صدها هزار شهيد و افرادي که در زندانها شکنجه شده اند را ثبت مي کند، و افرادي که در اشرف و ليبرتي و در سراسر جهان درمبارزه با اين ملاها جان دادند را ثبت مي کند، اين حقيقت را ثبت خواهند کرد که نتوانستند آنها را ساکت کنند، چون اينها همه کساني بودند که حاضر بودند بخاطر ايمانشان و آرمان آزادي بايستند.
 من مي دانم فقط عضو يک خانواده ديگر هستم که مبارزه را مي شناسد و در ضمن عزيزاني براي آرمان آزادي از دست داده است. بنابراين مي توانم به شما بگويم من اينجا نميبودم اگر بخاطر مبارزه تاريخيمان نبود همانطور که شما هم نمي بوديد. و اين مبارزات، مبارزات جهاني هستند و به اين دليل است که کاري را که شما داريد مي کنيد هيچکس نمي تواند از شما بگيرد. و صرفنظر از اينکه در مورد شما چه بگويند و در مورد شما چه بنويسند، شما در قلبتان مي دانيد که کار صحيح را مي کنيد ... و شما مي توانيد کماکان روي من حساب کنيد که موضوع مبارزه شما را براي آنهايي که براي مبارزه براي آزادي  اهميت قائلند مطرح کنم.
من معتقدم ما پيروز مي شويم چون معتقدم وقتي نور آفتاب به واقعيتها تابيده مي شود، آنها مي توانند هرچه مي خواهند درباره مجاهدين بگويند، آنها مي توانند هرچه مي خواهند درباره اشرف و ليبرتي بگويند، ولي حقيقت حرف خودش را مي زند.
... و من معتقدم اين داستان روزي سر برخواهد آورد و آنگاه مردم خواهند پرسيد، ايالات متحده در سمت چه کسي بود؟ سازمان ملل در سمت چه کسي بود؟ مردم جهان در طرف چه کسي بودند؟ و من بعنوان يک شهروند اين جهان افتخار مي کنم که بگويم من با مجاهدين ايستادم که من با افراد اشرف و ليبرتي ايستادم.
...
بسيار متشکرم.