• برای وصل به سایت جدید روی این لینک کلیک کنید http://www.maryam-rajavi.com/

سخنراني در جشن پيروزي عدالت ايرانيان

08 مهر 1391

سلام و تهنيت به همه شماو از اين جا گرم‌ترين درودها و تبريك‌ها به ملت ايران، تبريك به پدران و مادران شهيدان، تبريك به زندانيان سياسي،تبريك به جوانان قيام آفرين،تبريك به شما اشرف نشان‌ها،به مجاهدان آزادي در اشرف و ليبرتي،به شوراي ملي مقاومت ايران ،
و تبريك به مسعود سازنده و خالق پيروزيها.
اين، پيروزي عدالت و قانون است بر بي‌عدالتي و شيطان‌سازي.اين پيروزي متعلق به تمام ايرانيان است.
اين يك پيروزي و سرفرازي بزرگ تاريخي براي ايران و ايراني، و بزرگترين شكست رژيم ولايت فقيه در رويارويي سياسي و بين‌المللي با مقاومت ايران در سه دهه اخير است. باشد كه تاريخ ايران را به سوي دوران تازه‌يي ورق بزنيم و طرحي نو دراندازيم؛ طرح يك ايران آزاد، آباد و بدون تبعيض و نابرابراي و بردگي ديني.

به نامِ خدا
به نام ايران، به نام آزادي
به نامِ قهرماناني كه بر چوبة دار بوسه زدند، شكنجه شدند و زجر كشيدند و بهاي درهم شكستن‌ِ بزرگترين مانعِ تغيير در ايران را جانانه نثار كردند.
خواستند نور خدا  را خاموش كنند، خواستند فروغ آزادي را منكوبِ تاريكي كنند؛ اما رو در روي دشمنان آزادي،  نور عدالت و حقيقت تابان شد.
شميمِ آزادي  جان‌ها و دل‌هاي سركوب‌شدگان را فرا گرفت و ناقوسِ شكستِ رژيمِ ولايت فقيه به گوشِ جهان  رسيد.
اين است بينة آشكارِ فلسفة انسانيِ مي‌توان و بايد، اين است شكوفة خونِ جگرِ ملتي كه در نبردِ آزادي تنها به رنج و پيكارِ خود استوار است و اين است غزل غزل‌هاي مقاومتِ مردمِ ايران.

هموطنان‌ِ عزيز!
نبرد با اين نامگذاري، از نظرِ زماني 15 سال طول كشيد؛ اما از نظرِ رنج و شكنجِ نهفته در آن به اندازه يك عمر به درازا كشيد.
در حقيقت اين تاريخِ به خون نوشتة ملتي است كه بارها قيام كرد و به كسبِ آزادي نزديك شد؛ اما هر بار راهش را سد كردند و عمرِ فاشيسمِ ديني را طولاني و طولاني‌تر كردند.
15 سالِ پيش، اين ليست‌گذاري در ظاهر يك ممنوعيتِ مالي و حقوقي بود. اما به‌سرعت، انهدام تمام عيارِ جنبشِ مقاومت را پيشاروي خود گذاشت: ابتدا با بمباران‌ِ پايگاه‌هاي مجاهدين، سپس با طرح‌هاي متعدد براي تلاشيِ نرمِ سازمان‌ِ مجاهدين و دستِ آخر با درخواستِ علني براي انحلالِ آن.
بر اثر اين نام‌گذاري، بسا خونها كه از پيكرِ ملتِ ايران بر زمين ريخت، صديقه‌ها و نداها در آتشِ توطئة 17 ژوئن به شهادت رسيدند، در اشرف دو رشته قتل عام صورت گرفت  و چه بسيار فرزندان‌ِ مردمِ ايران كه در اوين و گوهردشت، يا زاهدان و اهواز و سنندج و زندانهاي ديگر بر سرِ دار رفتند. اما از هيچكس صداي اعتراضي برنخاست. گويا كه اين سرنوشتِ تغييرناپذيرِ ملتي است كه حقِ مخالفت و مقاومت از آن سلب شده است.
اين برچسب با هزار رشتة پيدا و ناپيدا به اساسي‌ترين منافعِ حفظِ رژيم گره خورده بود: به منافعِ عظيم نفتي و تجاري، به مذاكره با آخوندها بر سرِ برنامة اتمي، به شانتاژ و تهديدِ عملياتِ تروريستيِ آنها و به‌خواستِ هميشگيِ رژيمِ ولايت فقيه در قضاياي عراق پس از جنگ و اشغال.
به همين دليل، ديوِ سخت جاني بود كه شكستنِ شيشة عمرِ آن محال مي‌نمود. به‌راستي، گرة كوري در تاريخِ حركتِ جامعة ايران به‌سوي آزادي بود؛ طلسمي كه سرنوشتِ مردم را به بند كشيده بود و ديناميزمِ شومي براي كشتنِ اميد به تغيير.
با اين همه، مقاومت ملت ايران چگونه از اين هفت خوان گذشت و چگونه رسالت تاريخي خود را به انجام رساند؟
از اين پيشتر مسعود گفته بود كه« نيروي وجدان و مقاومت ملت ايران سرانجام پيروز مي‌شود». 
عامل مهم اين پيروزي، كارزارِ حقوقيِ دامنه‌دارِ جنبشِ مقاومت بود كه بر اثرِ آن قضايية آمريكا به ستم و بي‌عدالتي رواشده نسبت به اين مقاومت، اذعان نمود. حكمِ دو سال پيشِ دادگاهِ استينافِ آمريكا وزارت خارجه را به بازبيني نام‌گذاري ملزم ساخت. سپس همين دادگاه در پاسخ به شكايت فوري در حكمِ اولِ ژوئنِ همين امسال و  با تعيينِ يك ضرب‌الاجلِ 4 ماهه، راه پس و پيش براي وزارت خارجه، باقي نگذاشت.
اما عاملِ ديگرِ درهم شكستنِ اين برچسب، اشرفي‌ها و پايداريِ پرشكوهِ آنها است. چرا كه ليست گذاري يورشي براي نابوديِ مقاومت بود، و اشرفي‌ها با پايداري خود مقاومت را نگاهباني كردند.
ليست‌گذاري تلاشي براي تخطئة مبارزه و آزادي بود و اشرفيها با پايداري دهسالة خود، مولد ارزشهاي آزاديخواهانه و مبشر برابري و دموكراسي بودند. اشرف را با انواع روشها محاصره كردند اما از قلب همين محاصرة بيرحمانه، اشرفيها توانستند محاصرة جنبش آزادي ملت ايران را درهم بشكنند.
درود بر مجاهدان آزادي در اشرف و ليبرتي.

و سومين عامل اين پيروزي، يك جنبشِ جهاني از شريف‌ترين مدافعانِ دمكراسي و ارزش‌هاي انساني در جهان امروز است كه در برابر اين ليست‌گذاري ايستادند. جنبشي از قانون‌گذاران، سياستمداران، حقوق‌دانان و مدافعانِ حقوق بشر در اروپا، كانادا، آمريكا، استراليا، خاورميانه و شمال آفريقا كساني كه راه حل ايران را تغييرِ دمكراتيك به دست مردم و مقاومت ايران مي‌دانند، نه مماشات با دژخيمان‌ِ ‌‌حاكم بر ايران.
در اين ساليان، آنها نيز هدف فشارهاي بسيار قرار گرفته‌اند: بسا افترائات ، پرونده‌‌سازي‌ها و حملاتِ ننگين.
آنها زماني به ياري ما آمدند كه  نزديك شدن به يك جنبشِ متهم به تروريسم، بهاي گزافي مي‌طلبيد. شماري از اين دوستان‌ِ بزرگوار در اينجا حاضرند:
با تقدير مجدد از همة آنها.
و اجازه بدهيد كه  در اينجا از همه مسئولان و كادرهاي ارزنده اين جنبش كه در اين كارزار گسترده نقش پيشتاز داشتند، سپاسگزاري كنم: از خواهرم زهرا مريخي تا سرداران و سالاراني كه بي‌نام و نشان در شرايطي بسيار سخت و به لحاظ سياسي بي‌چشم‌انداز با كار و تلاش بي‌وقفه، همة ناباوريها را كنار زدند و با اراده و ايمان به آرمان و مسير آزادي مردم ايران در تحقق اين پيروزي نقش ويژه‌اي داشتند. و يكبار ديگر مي‌توان و بايد را اثبات كردند.
و اين چنين بود كه در اين كشاكشِ سخت و طولاني، سرانجام حقِ مردمِ ايران براي تغييرِ حكومت به كرسي نشست.
آري، سياوَش از ميان‌ِ آتشِ تهمت‌ها گذشت و آرشِ كمانگير دوباره پيروز شد.
حالا به رژيمِ ولايت فقيه بنگريد كه چگونه از اين تحول، احساسِ شكست مي‌كند و چگونه با اعدام‌هاي جمعي پي‌درپي، تلاش مي‌كند رعب و اختناق را در جامعه حفظ كند.
مقام‌هاي رژيم گفته‌اند كه اين ماجرا « براي به هم زدن وضعيت ايران و ايجاد ناامني است».
اين حرف كاملاً درست است. زيرا تمام مبارزه ما عليه ليست گذاري از روز اول اين بوده و هست كه وضعيت را به سود مردم ايران به هم بزنيم و تغيير بدهيم.
سردژخيم قضاييه آخوندها هم گفته است كه حكومت ولايت فقيه، « هيچ‌گاه از حقي كه در اين باب دارد، دست نمي‌كشد».
بله، آخوندها اين نام‌گذاري را حق ازلي و ابدي خود مي‌دانند و از آن دست برنمي‌دارند. ما هم هرگز از حق مردم ايران يعني سرنگوني رژيم ولايت فقيه دست برنمي‌داريم و  آنرا قطعاً محقق خواهيم كرد.
حالا گوش كنيد به ارزيابي يك شعبة سياسيِ سپاهِ قدس در واشنگتن. آنها لغو نام‌گذاري را يك فاجعه توصيف كرده‌اند.
اين هم ارزيابي درستي است. راستي كه اين فاجعه‌يي است براي همه كساني كه از ادامه استبداد مذهبي در ايران ارتزاق مي‌كنند. به همين دليل آنها در اين ايام، به نحو هيستريكي به تصميم خانم كلينتون وزير خارجة ايالات متحده حمله مي‌كنند.
براي من پيشاپيش قابل درك بود كه اين تصميم دشواري است و نيازمند شجاعت سياسي است. خوشبختانه خانم وزير به رغم  مخالفت‌ پيروان سياست مماشات، حكم دادگاه را به اجرا گذاشت و اين به‌راستي شايان قدرداني است.
حالا بگذاريد مشتريان‌ِ دائميِ اباطيلِ وزارتِ اطلاعاتِ آخوندها، هم‌چنان دراين باره، دادِ سخن بدهند، بگذاريد  به سود آخوندها پي‌درپي مقاله و سرمقاله بنويسند كه جنبشِ مقاومت يك فرقه است يا در داخلِ ايران پايگاهي ندارد و بگذاريد بيش از پيش درون ماية خود را بيرون بريزند.
از نظر آنها احكامِ دست كم 20 دادگاه در اروپا و آمريكا كه نام‌گذاري مجاهدين را باطل دانسته‌اند، به كلي بي‌مقدار است.
در معابد آنها بتي تقديس مي‌شود كه از معاملة آغشته به خون با آخوندها ساخته شده است.
حالا اين معابد به لرزه افتاده است و حالا شريعت مماشات گران به رسوايي كشيده شده است. زيرا يك اپوزيسيون دمكراتيك و مستقل توانسته است زنجيرها را از دست و پاي خود باز كند.
آنها به شدت واهمه دارند. و ما علت آن را مي‌دانيم. آنها به‌درستي از اين مي‌ترسند كه از اين پس شيطان‌سازيِ اين مقاومت، ديگر تكيه‌گاهي پيدا نمي‌كند.
از اين پس مردمِ جهان و بخصوص مردمِ آمريكا درمي‌يابند كه جنبشِ ما برخلافِ اطلاعاتِ گمراه كنندة فاشيسمِ ديني، از اين اتهامات بسيار فاصله دارد و تنها براي  آزادي و دمكراسي در ايران مبارزه مي‌كند.
بله تروريست ناميدن‌ِ مقاومتِ مشروع در مقابل يك فاشيسم ديني ، در حقيقت جنگ با ارزش‌هاي انساني بود.
اين ممنوعه كردن كلمة مقاومت بود، اين تخطئه فداكاري براي آزادي بود و اين همان روزگاري بود كه انجيل پيش بيني كرده بود كه « قحطيِ كلامِ خدا پديد خواهد آمد».
پس خوشا مقاومتِ ايران و همة ياري‌كنندگانش كه با درهم شكستنِ اين ليست، كلمات حقيقي را احيا مي‌كنند و فروغِ آزادي را فروزان و فروزان‌تر مي‌سازند.
بايد تصريح كنم كه من نيامده‌ام تا آنچه را دولتِ آمريكا و دولتهاي اروپايي در اين سالها نسبت به جنبشِ مقاومتِ ايران انجام دادند، سرزنش كنم؛ بلكه مي‌خواهم يك تجربة تلخِ تاريخي را بازگو كنم.
مي‌خواهم بگويم تروريست ناميدن‌ِ مجاهدين، تصميمي نبود كه فقط بطورِ خاص مردم ايران را هدف قراردهد؛ بلكه فراتر از آن، انحرافِ عظيمي در سياستِ جامعة بين‌المللي ايجاد كرد:
وقتي كه مهم‌ترين جنبشِ ضدتروريستي و ضدبنيادگرايي جهان، تروريست ناميده شد، نتيجه‌اش آن شد كه  تهديدِ پدرخواندة تروريسم و بنيادگرايي  فراموش شد؛ اين واقعيت كه سلطه‌جوييِ همين رژيم در عراق و لبنان و افغانستان مانعِ اصليِ صلح و دمكراسي در اين كشورهاست، ناديده  گرفته شد و حتي اين واقعيت كه آخوندها به‌سرعت در حالِ ساختنِ تسليحاتِ كشتار جمعي هستند، از اهميت افتاد. در نتيجه، غولِ بنيادگرايي و تروريسم، سربلند كرد و صلح و امنيتِ جهان را گروگان خود ساخت.
با اين همه اكنون، لغوِ اين ليست‌گذاري، موقعيتي براي جامعه جهاني فراهم كرده است كه سياستِ به‌بن‌بست رسيدة خود در قبالِ ايران را تغيير دهد.
بله، سياست كنار آمدن با حكومت چوبه‌هاي دار، ديگر نبايد ادامه پيدا كند.آنچه آخوندها را در قتل عامِ مردمِ سوريه جري كرده است، ديگر جايي براي ادامه يافتن ندارد.
اما  فوري‌ترين قدم براي تغييرِ سياست، بايد در قبالِ ساكنان اشرف و ليبرتي برداشته شود. دولتِ عراق بر اساسِ فرامينِ ولايت فقيه، ليبرتي را به زندان تبديل كرده است. حالا پس از لغوِ ليست گذاري، ديگر هيچ محذوري براي تأمينِ حقوقِ ضايع شدة مجاهدانِ آزادي وجود ندارد. عراق بايد هر گونه محدوديت در آزاديِ تردد، دسترسي به وكيل  و همچنين محدوديت در تصرف اموال منقول و غيرمنقول مجاهدانِ آزادي را از ميان بردارد. و ايالات متحده و سازمان ملل بايد خواستارِ نامگذاريِ ليبرتي به‌عنوان‌ِ كمپِ پناهندگي شوند.
در اين موقعيت، هم‌چنين بايد بر خواست مردم و مقاومت ايران تأكيد كنم:
خواست اصلي، هدف اصلي و موضوعِ اصلي مبارزه مردم ايران تغيير رژيم است.
ما جامعة جهاني را فرا مي‌خوانيم كه خواست مردم ايران براي تغيير رژيم را محترم بشمارند و سياست خود را با آن منطبق كنند. و ما جامعه جهاني را فرا مي‌خوانيم كه مقاومت مردم ايران براي آزادي و دمكراسي را به رسميت بشناسند. زيرا به نفع خودشان است.

هموطنان‌ِ عزيز!
مهم‌ترين پيامِ فرو ريختنِ اتهامِ تروريسم، اين‌است كه:
براي مسألة ايران پاسخ آماده و شايسته‌يي هست؛ براي احيا اعتماد و همبستگيِ ملي، مظهر و تكيه‌گاهِ استواري هست. بله، جنبشي هست كه دارايي بزرگِ ملتِ ايران براي  پيشروي و آزادي است.
اين دارايي، قبل از چيز، انسان‌هاي از خودگذشته، متعهد و پيشتاز است. از اين نظر، مجاهدان‌ِ آزادي در اشرف و ليبرتي، سرماية بزرگِ مردمِ ايران براي كسب آزادي‌اند.
دارايي اين جنبش هم‌چنين، سازمان‌يافتگي و برخورداري از سازمان و تشكيلات استوار است:
از يكطرف، شبكة‌ اعضا و حاميان‌ِ فداكارش در داخلِ ايران كه خود را در قيام‌ها و در تأمينِ نيازهاي گستردة اين جنبش و در افشاي مهم‌ترين پروژه‌هاي اتمي و تروريستي اين رژيم نشان داده‌اند.
از طرف ديگر، شبكه گسترده‌يي از اعضا و حاميان از خودگذشته در خارج كشور. يعني شما هموطنان و ياران‌ِ مقاومت  كه در تمامِ فراز و نشيب‌ها و در تمامِ روزهاي سخت، از اين مقاومت جانانه دفاع كرده‌ايد. و شما كه بزرگترين تحصن‌ها و اعتصاب‌هاي تاريخِ جهان‌ِ امروز را در ژنو و واشنگتن، و ساير كشورها  برپا نموديد.
آنچه شما در اين ساليان كرديد، در تاريخ مقاومت‌ها بي نظير است؛ زيرا نه سرما شناختيد، نه گرما؛ نه از راه دور خسته شديد، نه از چشم‌اندازهاي نامعلوم. ايستاديد و ايستاديد و جهاني را از ايمان و استواري خود شگفت‌زده كرديد.
تك تك شما مايه افتخار من و جنبش مقاومت، و مايه احترام مردم ايران هستيد. درود بر همه شما.
جنبشِ آزاديِ ملتِ ايران، هم‌چنين از ديرپاترين  ائتلاف سياسي تاريخ ايران برخودار است؛ يعني شوراي ملي مقاومت كه پايه گذار همبستگي ملت ايران است و در تلاطمهاي مهيب سه دهه گذشته، بر مرزبندي‌هاي سياسي خود پاي فشرده و اين چنين در صحنه سياسي ايران مي‌درخشد. درود بر همه شما.
و سرانجام بايد بگويم سرماية اصلي اين جنبش، رهبري مسعود است؛ يعني چكيد‌ة پنج دهه رزم و مجاهدتِ اين جنبش در برابرِ دو ديكتاتوري، هدايت كنندة اين مقاومت در بغرنج‌ترين شرائط و سخت‌ترين ابتلائات، و تضمين كنندة آن در برابرِ انواعِ كجي‌ها و انحرافات.
هركس كه دستي در آتشِ مبارزه و پيكار براي آزادي داشته باشد، درك مي‌كند كه جنبشي كه توانسته است از يك رهبري ذيصلاح و پاكباز برخوردار شود، به چه مداري از توانمندي و تكامل و پيشرفت دست يافته است.
پس با تبريك مجدد به مسعود و تقدير از همه تلاش‌ها و مجاهدت‌هايش براي رساندن  مقاومت ايران به اين نقطه از اعتلا و سرفرازي و تربيت نسلهاي متعهد به آرمان آزادي مردم ايران. درود بر او.

هموطنان عزيز!
مقاومت ايران همچنين پاسخِ عميق‌ترين تضادهاي فكري و فرهنگي رودرروي ارتجاعِ حاكم است. اين پاسخ را در چهار جنبة اساسي مي‌توان مشاهده كرد:
نخست اينكه، مقاومتِ ايران، آنتي‌تزِ بنيادگرايي و ارتجاع، تحتِ نامِ اسلام است. يعني به اعتبار وجودِ مجاهدين در محورِ اين جنبش، پرچمِ اسلامِ دمكراتيك را در برابرِ ارتجاعِ مذهبي برافراشته و مسببِ شكستِ فرهنگي و ايدئولوژيكيِ اين رژيم است.
از اين نظر، ايران تنها كشوري در منطقه است كه اگر يك انتخابات آزاد در آن برگزار شود، ارتجاع و بنيادگرايي هيچ سهمي در آن به دست نخواهند آورد.
دوم اينكه، اين مقاومت در برابرِ زن ستيزيِ اين رژيم، مبشرِ برابريِ زنان در همة پهنه‌ها، از جمله رهبريِ سياسي است. ارمغان‌ِ اين مقاومت براي تاريخ و جامعة ايران،  نسلي از زنانِ پيشتاز است كه نويد‌بخشِ يك جامعة بسامان، آزاد و دمكراتيك در ايران فردا هستند.
سوم اينكه؛ اين مقاومت پاسخِ صدماتِ تلخ و عظيمي است كه رژيمِ ولايت فقيه به اعتمادِ مردم و پيوندها و همبستگيِ اجتماعي وارد كرده است. زيرا براي خود چيزي نمي‌خواهد، در پي كسبِ قدرت نيست و خواست‌هاي مشتركِ مردمِ ايران را نمايندگي مي‌كند.
و سرانجام اينكه؛ اين مقاومت يك برنامة دمكراتيك ارائه كرده است؛ برنامه‌يي براي ايران‌ِ آزادِ فردا، در برگيرندة مهم‌ترين آمالِ دمكراتيكِ مردمِ ايران كه اكثريتِ آنها در آن، اشتراك نظر دارند:
يك جمهوري بر اساسِ رأي و انتخابِ آزادانة مردم،
جدايي دين و دولت،
برابري زن و مرد،
لغو حكمِ اعدام،
كثرت‌گرايي،
اعادةحقوقِ مليت‌هاي تحت ستم،
فرصت‌هاي برابرِ اقتصادي،
يك قضايية مستقل و  عادلانه،
و يك  ايران‌ِ غير اتمي.
اين‌است دردِ مشترك و حرفِ مشتركِ ما.
اما عزمِ مشتركِ ما، به زير‌كشيدنِ رژيمِ ولايت فقيه است و چنين خواهد شد.
بله، پيام اين تحول در يك كلام اين است:
ملتي كه زنجير اتهام تروريسم را درهمشكست، بي‌ترديد، زنجير ديكتاتوري و حكومت ولايت فقيه را نيز درهم خواهد شكست و آزادي را به دست خواهد آورد. 
حذف اين نام‌گذاري از نظر سياسي توازن سياسي را عليه رژيم ولايت فقيه به هم مي‌زند و نويدگر تحول تازه‌يي در آرايش منطقه‌يي و بين‌المللي و داخلي است.
گفته بوديم كه دورانِ جديدي در حالِ طلوع است: دورانِ تغيير و تغييرِ دوران!
حالا دوران‌ِ پيشروي آغاز مي‌شود: پيشروي به سوي فتحِ همة سنگر‌هايي كه آخوندها در پناهِ سياستِ مماشات اشغال كرده‌اند.
و پيشروي براي سرنگوني دشمنِ ايران و ايراني.
بله، حالا زمانِ برخاستن است.
همة شما ياران‌ِ مقاومت، جوانان‌ِ دلير و زنان بجان‌آمده، بويژه دختران و پسرانم در سراسرِ ايران، بله همة شما را به گسترشِ مقاومت و اعتراض فرا مي‌خوانم، با همان خواسته و شعار خودتان كه هر روز بر ديوارها مي‌نويسيد: يعني مرگ بر اصل ولايت فقيه، زنده باد ارتش آزادي
سلام بر مردمِ ايران!
سلام بر آزادي.

 

توئيتر

Maryam_Rajavi_P هموطنان عزیز و اشرف‌نشانها، دوستان محترم مقاومت #ایران دست مریزاد از تظاهرات باشکوه و پرشور امروز در واشنگتن ملت ا… https://t.co/aqTRQvvDhO
Maryam_Rajavi_P دیکتاتوری دینی در رویارویی با مقاومت گرگ کاغذی است و سرنوشتی جز همان سرنوشت دیکتاتوری شاه ندارد. این حکم تاریخ و خو… https://t.co/lyTLk60COG
Maryam_Rajavi_P ما آزادی و #حقوق_بشر میخواهیم که البته برای ما راهگشای توسعه و عدالت هم هست و صلح و امنیت در ایران و منطقه را به دن… https://t.co/TUeUQRGOeR
Maryam_Rajavi_P درود بر زنان و مردان شجاعی که در این مسیر در کانون‌های شورشی و شوراهای مردمی مقاومت، برای آزادی صف بسته‌اند و افتخا… https://t.co/Ls0ajB2MMy
Maryam_Rajavi_P صورت مسأله واقعی در سیاست آمریکا و اروپا در برابر فاشیسم دینی حاکم بر #ایران چیست؟ استمالت یا قاطعیت؟ #FreeIranhttps://t.co/ibRlUteddV
Maryam_Rajavi_P مردم #ایران در #سیل و تنگدستی و انواع و اقسام فجایع، فریاد میزنند سوریه را رها کن، فکری به حال ما کن. اما دخالتها و… https://t.co/EFcegR5sew
Maryam_Rajavi_P این رژیمی است که در قانون اساسی‌اش حاکمیت آخوندها را بجای حاکمیت جمهور مردم و رأی مردم رسمیت داده است. #ایران… https://t.co/XE81SEw4Ci
Maryam_Rajavi_P آخوندهای خونریز از ۴۰ سال پیش برای دور کردن خشم مردم از خودشان، آدرس دشمن را در آمریکا میدادند و حالا مردم #ایران د… https://t.co/4rs7HlcWP8

عكس از فليكر

جستجو

متحد علیه رژیم ولایت فقیه دشمن اصلی ملت های سوریه و ایران-۲۲خرداد۱۳۹۵

مراسم بزرگداشت ویکتور گلوتا، از حامیان مقاومت و همسایگان اورسوراواز 1 خرداد 1395

دیدارمریم رجوی با جرج صبرا معاون هیئت نیروهای انقلاب واپوزیسیون سوریه- ۲۳اردیبهشت۹۵

مریم رجوی- گرامیداشت حماسه ۱۹فروردین ۹۰ و پایداری مجاهدان اشرف

پیام مریم رجوی در آستانه سالروز ملی شدن صنعت نفت ایران

مريم رجوی: ولایت فقیه، دشمن زنان-سخنرانی به مناسبت روز جهانی زن اسفند ۱۳۹۴-

گرامیداشت سالگرد انقلاب ضدسلطنتی و سالگرد شهادت اشرف و موسی ۲۳بهمن ۱۳۹۴- ۱۲فوریه ۲۰۱۶

پیام مریم رجوی به مناسبت میلاد مسیح و آغاز سال ۲۰۱۶ میلادی دسامبر ۲۰۱۵

مریم رجوی: من همه مسلمانان را فرا می‌خوانم که جنایات تروریستی در پاریس را محکوم کنند